faineance

[ایالات متحده]/feɪˈniːəns/
[بریتانیا]/feɪˈniːəns/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت بودن یک فاینانت؛ بیکاری یا عدم فعالیت؛ نگرشی که هیچ کاری انجام نمی‌دهد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sheer faineance

کسلی کامل

wallow in faineance

در کسلی فریاد می‌زند

guilty of faineance

مجرم کسلی است

habitual faineance

کسلی معمولی

faineance and sloth

کسلی و لانه‌گری

accustomed faineance

کسلی متعارف

idle faineance

کسلی بی‌کار

virtual faineance

کسلی مجازی

shameful faineance

کسلی نامناسب

faineance is bliss

کسلی خوشبختی است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید