fast-paced

[ایالات متحده]/ˌfɑːstˈpeɪst/
[بریتانیا]/ˌfæstˈpeɪst/

ترجمه

adj. پرتحرک یا در حال تحول سریع

عبارات و ترکیب‌ها

fast-paced world

جهان پرشتاب

fast-paced life

زندگی پرشتاب

fast-paced environment

محیط پرشتاب

fast-paced career

مسیر شغلی پرشتاب

fast-paced industry

صنعت پرشتاب

fast-paced city

شهر پرشتاب

fast-paced growth

رشد پرشتاب

fast-paced changes

تغییرات پرشتاب

جملات نمونه

the fast-paced world of technology constantly demands new skills.

جهان سریع فناوری به طور مداوم مهارت‌های جدیدی را طلب می‌کند.

we enjoyed a fast-paced thriller with unexpected plot twists.

ما از یک تریلر سریع‌الگام با پیچش‌های غیرمنتظره داستان لذت بردیم.

the fast-paced city life can be both exciting and overwhelming.

زندگی سریع در شهر می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم طاقت‌فرسا باشد.

she thrives in a fast-paced environment where things change quickly.

او در یک محیط سریع‌الگام که چیزها به سرعت تغییر می‌کنند، شکوفا می‌شود.

the fast-paced negotiations led to a successful deal.

مذاکرات سریع‌الگام منجر به یک معامله موفق شد.

he prefers a fast-paced career with opportunities for advancement.

او ترجیح می‌دهد یک شغل سریع‌الگام با فرصت‌های ارتقا داشته باشد.

the fast-paced game kept us on the edge of our seats.

بازی سریع‌الگام ما را در لبه صندلی‌هایمان نگه داشت.

the fast-paced rhythm of the music made me want to dance.

ریتم سریع موسیقی باعث شد که بخواهم برقصم.

it was a fast-paced and demanding project with tight deadlines.

این یک پروژه سریع‌الگام و سخت‌جوانشی با مهلت‌های زمانی محدود بود.

the fast-paced startup culture encourages innovation and risk-taking.

فرهنگ استارتاپ سریع‌الگام نوآوری و خطرپذیری را تشویق می‌کند.

we are looking for a fast-paced marketing campaign to launch the product.

ما به دنبال یک کمپین بازاریابی سریع‌الگام برای راه‌اندازی محصول هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید