unhurried

[ایالات متحده]/ʌn'hʌrɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آرام و بدون عجله

جملات نمونه

the impression she received was one of unhurried leisure.

تصوری که به دست آورد این بود که از تفریح ​​بی‌دغدغه و بدون عجله لذت می‌برد.

enjoying an unhurried breakfast

لذت بردن از صبحانه بدون عجله

taking an unhurried stroll in the park

قدم زدن آرام و بدون عجله در پارک

savoring an unhurried cup of tea

لذت بردن از یک فنجان چای بدون عجله

having an unhurried conversation with a friend

داشتن یک مکالمه آرام و بدون عجله با یک دوست

reading a book in an unhurried manner

مطالعه یک کتاب به روشی آرام و بدون عجله

cooking a meal in an unhurried fashion

پختن یک وعده غذایی به روشی آرام و بدون عجله

enjoying an unhurried drive in the countryside

لذت بردن از یک رانندگی آرام و بدون عجله در حومه شهر

painting a picture in an unhurried pace

نقاشی کشیدن با سرعت آرام و بدون عجله

writing a story at an unhurried pace

نوشتن یک داستان با سرعت آرام و بدون عجله

listening to music in an unhurried manner

گوش دادن به موسیقی به روشی آرام و بدون عجله

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید