fearsome

[ایالات متحده]/ˈfɪəsəm/
[بریتانیا]/ˈfɪrsəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فوق العاده ترسناک; بسیار ترسناک.

عبارات و ترکیب‌ها

a fearsome opponent

یک حریف ترسناک

a fearsome appearance

ظاهری ترسناک

a fearsome reputation

شهرت ترسناک

fearsome power

قدرت ترسناک

جملات نمونه

The fearsome dragon breathed fire.

اژدهای ترسناک آتش می‌نفسید.

She faced the fearsome challenge head-on.

او با شجاعت با چالش ترسناک روبرو شد.

The fearsome storm caused widespread destruction.

طوفان ترسناک باعث ویرانی گسترده شد.

He had a fearsome reputation as a warrior.

او به عنوان یک جنگجو شهرت ترسناکی داشت.

The fearsome predator stalked its prey silently.

شکارچی ترسناک طعمه خود را به طور خاموش تعقیب کرد.

The fearsome roar of the lion echoed through the jungle.

غرش ترسناک شیر در جنگل طنین انداز شد.

The fearsome creature lurked in the shadows.

موجود ترسناک در سایه‌ها کمین کرده بود.

She gazed up at the fearsome cliff towering above her.

او به صخره ترسناک که بالای سرش بالا رفته بود نگاه کرد.

The fearsome look in his eyes sent shivers down her spine.

نگاه ترسناک در چشمانش باعث لرزش ستون فقرات او شد.

The fearsome reputation of the haunted house kept people away.

شهرت ترسناک خانه تسخیر شده مردم را دور نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید