menacing

[ایالات متحده]/ˈmenəsɪŋ/
[بریتانیا]/'mɛnəsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تهدیدآمیز؛ دارای پتانسیل برای ایجاد آسیب یا خطر
v. ترساندن؛ تهدید کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریmenacing

جملات نمونه

the dark and menacing deeps.

آب‌های عمیق و ترسناک

darkly menacing alleys

پس‌کوچه‌های ترسناک و تهدیدآمیز

a menacing look on his puss;

یک نگاه ترسناک روی صورتش;

His voice was quiet and almost menacing.

صدای او آرام و تقریباً ترسناک بود.

She had a slightly menacing manner.

او رفتاری کمی ترسناک داشت.

they were trapped in a menacing maze of corridors.

آنها در یک هزارتوی تهدیدآمیز از راهروها به دام افتاده بودند.

Your vicious dog is menacing my cat!

سگ خبیث شما سگ من را تهدید می‌کند!

a menacing and furtive look to his eye. Somethingsurreptitious is stealthy, furtive, and often unseemly or unethical:

یک نگاه تهدیدآمیز و مخفیانه به چشمانش. چیزی که پنهانی است، مخفیانه و اغلب نامناسب یا غیراخلاقی است:

Power being uneasy, held suspended over the menacing multitude twenty-four thousand soldiers in the city and thirty thousand in the banlieue.

قدرت که ناامن بود، در برابر جمعیت ترسناک معلق بود، بیست و چهار هزار سرباز در شهر و سی هزار سرباز در حومه شهر.

After narrowly escaping the menacing clutches of the dastardly Count Olaf, the three Baudelaire orphans are taken in by a kindly herpetologist with whom they live happily for an all-too-brief time.

پس از فرار نزدیک از چنگال‌های ترسناک کنت اولاف، یتیمان سه گانه بودلیر توسط یک محقق مارمولک مهربان پذیرفته می‌شوند که با او به مدت کوتاهی به خوشی زندگی می‌کنند.

The main reason which made newspaperdom feel menacing was that broadcasting could spread to lots of areas at once when breaking news occurred.This is obviously that newspapers cannot make it.

دلیل اصلی که باعث می‌شد روزنامه‌نگاری احساس تهدید کند این بود که پخش می‌توانست به طور همزمان به مناطق زیادی برسد، زمانی که اخبار فوری رخ می‌داد. این به وضوح نشان می‌دهد که روزنامه‌ها نمی‌توانند این کار را انجام دهند.

نمونه‌های واقعی

There is a public health menace. There is a crisis.

یک خطر جدی برای سلامت عمومی وجود دارد. بحرانی وجود دارد.

منبع: VOA Standard Speed May 2016 Collection

We're past talking. The guy's a menace.

ما دیگر حوصله صحبت کردن نداریم. او یک خطر است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

For President Donald Trump, Iran is a unique menace.

برای رئیس جمهور دونالد ترامپ، ایران یک خطر منحصربه‌فرد است.

منبع: The Economist (Summary)

But chief among the threats is the nuclear menace of North Korea.

اما مهمترین تهدید، خطر هسته‌ای کره شمالی است.

منبع: VOA Daily Standard November 2017 Collection

Monkeys can be a menace in the market.

میمون‌ها می‌توانند در بازار یک خطر باشند.

منبع: Human Planet

" They're a real menace, " said Jerrod Carlisle.

«آنها واقعاً خطرناک هستند،» جرود کارلسل گفت.

منبع: VOA Special May 2022 Collection

What is Padme's first line in " The Phantom Menace? "

اولین خط پادمه در فیلم «روح انتقامگر» چیست؟

منبع: Idol speaks English fluently.

We're past talki The guy's a menace.

ما دیگر حوصله صحبت کردن نداریم. او یک خطر است.

منبع: Desperate Housewives Season 3

You're a dangerous menace who doesn't care about who he hurts.

شما یک خطر جدی هستید که به کسی که آسیب می‌رساند اهمیتی نمی‌دهید.

منبع: Arrow Season 1

To campaigners, it is a menace behind a sharp increase in fatal attacks.

برای فعالان، این یک خطر پشت افزایش شدید حملات کشنده است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید