a fence-sitter
شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
being a fence-sitter
بودن شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
fence-sitter mentality
ذهنیت شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
avoided being a fence-sitter
پرهیز کردن از بودن شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
like a fence-sitter
مانند شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
fence-sitter role
نقش شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
was a fence-sitter
شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد بود
stop being a fence-sitter
پایان دادن به بودن شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
fence-sitter stance
وضعیت شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
he was a classic fence-sitter, never committing to either side of the argument.
او یک فرد متعهد به هیچ کدام از طرفها نبود.
don't be a fence-sitter; pick a team and support them wholeheartedly.
به عنوان یک فرد متعهد نباشید، یک تیم را انتخاب کنید و آن را به طور کامل پشتیبانی کنید.
the political debate revealed several fence-sitters unwilling to take a firm stance.
این بحث سیاسی چندین فرد متعهد را که تمایلی به اتخاذ یک موضع قاطع نداشتند را آشکار کرد.
we need decisive action, not fence-sitters delaying progress with their indecision.
ما نیاز به اقدام قاطع داریم، نه افراد متعهد که پیشرفت را با عدم قطعیت خود کند میکنند.
the company's fence-sitter approach to innovation led to stagnation and decline.
رویکرد شرکت به نوآوری به عنوان یک فرد متعهد منجر به توقف و کاهش شد.
she accused him of being a fence-sitter and not contributing to the project.
او او را به عنوان یک فرد متعهد و عدم مشارکت در پروژه متهم کرد.
the fence-sitter mentality can be frustrating when facing urgent challenges.
ذهن فرد متعهد در برابر چالشهای فوری میتواند خسته کننده باشد.
he tried to avoid being seen as a fence-sitter by publicly endorsing the proposal.
او سعی کرد با حمایت عمومی از پیشنهاد، به عنوان یک فرد متعهد دیده نشود.
the manager warned against having fence-sitters on the team during the crucial phase.
مدیر هشدار داد که در فاز حیاتی داشتن افراد متعهد در تیم را توصیه نمیکند.
being a fence-sitter might seem safe, but it rarely leads to positive outcomes.
بودن یک فرد متعهد ممکن است امن به نظر برسد، اما معمولاً به نتایج مثبت منجر نمیشود.
the board meeting was full of fence-sitters unwilling to make a difficult decision.
جلسه هیئت مدیره پر از افراد متعهدی بودند که تمایلی به اتخاذ یک تصمیم سخت نداشتند.
a fence-sitter
شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
being a fence-sitter
بودن شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
fence-sitter mentality
ذهنیت شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
avoided being a fence-sitter
پرهیز کردن از بودن شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
like a fence-sitter
مانند شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
fence-sitter role
نقش شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
was a fence-sitter
شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد بود
stop being a fence-sitter
پایان دادن به بودن شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
fence-sitter stance
وضعیت شخصی که در میان دو طرف قرار میگیرد
he was a classic fence-sitter, never committing to either side of the argument.
او یک فرد متعهد به هیچ کدام از طرفها نبود.
don't be a fence-sitter; pick a team and support them wholeheartedly.
به عنوان یک فرد متعهد نباشید، یک تیم را انتخاب کنید و آن را به طور کامل پشتیبانی کنید.
the political debate revealed several fence-sitters unwilling to take a firm stance.
این بحث سیاسی چندین فرد متعهد را که تمایلی به اتخاذ یک موضع قاطع نداشتند را آشکار کرد.
we need decisive action, not fence-sitters delaying progress with their indecision.
ما نیاز به اقدام قاطع داریم، نه افراد متعهد که پیشرفت را با عدم قطعیت خود کند میکنند.
the company's fence-sitter approach to innovation led to stagnation and decline.
رویکرد شرکت به نوآوری به عنوان یک فرد متعهد منجر به توقف و کاهش شد.
she accused him of being a fence-sitter and not contributing to the project.
او او را به عنوان یک فرد متعهد و عدم مشارکت در پروژه متهم کرد.
the fence-sitter mentality can be frustrating when facing urgent challenges.
ذهن فرد متعهد در برابر چالشهای فوری میتواند خسته کننده باشد.
he tried to avoid being seen as a fence-sitter by publicly endorsing the proposal.
او سعی کرد با حمایت عمومی از پیشنهاد، به عنوان یک فرد متعهد دیده نشود.
the manager warned against having fence-sitters on the team during the crucial phase.
مدیر هشدار داد که در فاز حیاتی داشتن افراد متعهد در تیم را توصیه نمیکند.
being a fence-sitter might seem safe, but it rarely leads to positive outcomes.
بودن یک فرد متعهد ممکن است امن به نظر برسد، اما معمولاً به نتایج مثبت منجر نمیشود.
the board meeting was full of fence-sitters unwilling to make a difficult decision.
جلسه هیئت مدیره پر از افراد متعهدی بودند که تمایلی به اتخاذ یک تصمیم سخت نداشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید