fence-sitter

[ایالات متحده]/[fɛnsɪtə]/
[بریتانیا]/[fɛnsɪtər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که نمی‌تواند در یک موضع یا در یک بحث تصمیم گیری کند یا از خود جلوگیری کند؛ فردی که از خود جلوگیری می‌کند تا به یک موقعیت یا مسیر خاص پایبند بماند؛ فردی که در یک تعارض یا نزاع خود را خنثی می‌گذارد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a fence-sitter

شخصی که در میان دو طرف قرار می‌گیرد

being a fence-sitter

بودن شخصی که در میان دو طرف قرار می‌گیرد

fence-sitter mentality

ذهنیت شخصی که در میان دو طرف قرار می‌گیرد

avoided being a fence-sitter

پرهیز کردن از بودن شخصی که در میان دو طرف قرار می‌گیرد

like a fence-sitter

مانند شخصی که در میان دو طرف قرار می‌گیرد

fence-sitter role

نقش شخصی که در میان دو طرف قرار می‌گیرد

was a fence-sitter

شخصی که در میان دو طرف قرار می‌گیرد بود

stop being a fence-sitter

پایان دادن به بودن شخصی که در میان دو طرف قرار می‌گیرد

fence-sitter stance

وضعیت شخصی که در میان دو طرف قرار می‌گیرد

جملات نمونه

he was a classic fence-sitter, never committing to either side of the argument.

او یک فرد متعهد به هیچ کدام از طرف‌ها نبود.

don't be a fence-sitter; pick a team and support them wholeheartedly.

به عنوان یک فرد متعهد نباشید، یک تیم را انتخاب کنید و آن را به طور کامل پشتیبانی کنید.

the political debate revealed several fence-sitters unwilling to take a firm stance.

این بحث سیاسی چندین فرد متعهد را که تمایلی به اتخاذ یک موضع قاطع نداشتند را آشکار کرد.

we need decisive action, not fence-sitters delaying progress with their indecision.

ما نیاز به اقدام قاطع داریم، نه افراد متعهد که پیشرفت را با عدم قطعیت خود کند می‌کنند.

the company's fence-sitter approach to innovation led to stagnation and decline.

رویکرد شرکت به نوآوری به عنوان یک فرد متعهد منجر به توقف و کاهش شد.

she accused him of being a fence-sitter and not contributing to the project.

او او را به عنوان یک فرد متعهد و عدم مشارکت در پروژه متهم کرد.

the fence-sitter mentality can be frustrating when facing urgent challenges.

ذهن فرد متعهد در برابر چالش‌های فوری می‌تواند خسته کننده باشد.

he tried to avoid being seen as a fence-sitter by publicly endorsing the proposal.

او سعی کرد با حمایت عمومی از پیشنهاد، به عنوان یک فرد متعهد دیده نشود.

the manager warned against having fence-sitters on the team during the crucial phase.

مدیر هشدار داد که در فاز حیاتی داشتن افراد متعهد در تیم را توصیه نمی‌کند.

being a fence-sitter might seem safe, but it rarely leads to positive outcomes.

بودن یک فرد متعهد ممکن است امن به نظر برسد، اما معمولاً به نتایج مثبت منجر نمی‌شود.

the board meeting was full of fence-sitters unwilling to make a difficult decision.

جلسه هیئت مدیره پر از افراد متعهدی بودند که تمایلی به اتخاذ یک تصمیم سخت نداشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید