fetches

[ایالات متحده]/ˈfɛtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈfɛtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برمی‌گرداند (کسی را)؛ باعث می‌شود که منتشر شود؛ جذب می‌کند؛ به (یک قیمت معین) می‌فروشد

عبارات و ترکیب‌ها

fetches data

دریافت داده

fetches results

دریافت نتایج

fetches items

دریافت اقلام

fetches updates

دریافت به‌روزرسانی‌ها

fetches records

دریافت سوابق

fetches content

دریافت محتوا

fetches information

دریافت اطلاعات

fetches files

دریافت فایل‌ها

fetches resources

دریافت منابع

fetches objects

دریافت اشیاء

جملات نمونه

the dog fetches the ball quickly.

سگ به سرعت توپ را پیدا می‌کند.

the app fetches data from the server.

برنامه داده‌ها را از سرور دریافت می‌کند.

she fetches her children from school every day.

او هر روز فرزندانش را از مدرسه می‌آورد.

the waiter fetches our drinks promptly.

پیشخدمت به سرعت نوشیدنی‌های ما را می‌آورد.

the computer fetches the latest updates automatically.

کامپیوتر به‌طور خودکار آخرین به‌روزرسانی‌ها را دریافت می‌کند.

the assistant fetches the files for the meeting.

دستیار فایل‌ها را برای جلسه جمع‌آوری می‌کند.

the cat fetches the toy mouse back to me.

گربه موش اسباب‌بازی را دوباره برای من می‌آورد.

the system fetches user information securely.

سیستم اطلاعات کاربر را به طور ایمن دریافت می‌کند.

the librarian fetches books from the shelf.

کتابدار کتاب‌ها را از قفسه می‌آورد.

the courier fetches the package from the office.

پیک بسته را از دفتر تحویل می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید