| جمع | flare-ups |
flare-up again
تکرار بیماری
flare-up risk
خطر تکرار بیماری
flare-up period
دوره تکرار بیماری
flare-up caused
عوامل باعث تکرار بیماری
flare-up prevention
پیشگیری از تکرار بیماری
flare-up symptoms
симptomهای تکرار بیماری
flare-up occurred
تکرار بیماری رخ داد
flare-ups happen
تکرار بیماری رخ میدهد
avoid flare-up
جلوگیری از تکرار بیماری
the patient experienced a sudden flare-up of their arthritis.
بیمار به ناگهانی یک بروز مجدد از مفصلگی میکرد.
there was a flare-up of violence following the protest.
پس از اعتراض، یک بروز مجدد خشونت رخ داد.
we're hoping to prevent any further flare-ups of the disease.
امیدواریم از هرگونه بروز مجدد بیماری جلوگیری کنیم.
the conflict saw a worrying flare-up between the two nations.
این درگیری با یک بروز مجدد نگرانکننده بین دو کشور همراه بود.
his skin condition had a flare-up due to sun exposure.
وضعیت پوست او به دلیل معرض نور خورشید یک بروز مجدد داشت.
the volcano had a minor flare-up after years of dormancy.
پس از چندین سال خواب، آتشفشان یک بروز مجدد کوچک داشت.
the stock market experienced a brief flare-up in trading volume.
بازار سهام یک بروز مجدد موقتی در حجم معاملات تجربه کرد.
she warned him about potential flare-ups in his anxiety.
او به او هشدار داد که ممکن است بروز مجددهایی در نگرانیهایش رخ دهد.
the border dispute led to a dangerous flare-up with neighboring countries.
این اختلاف مرزی منجر به یک بروز مجدد خطرناک با کشورهای همسایه شد.
the asthma medication helped to prevent flare-ups during allergy season.
داروی آسم کمک کرد تا بروز مجددها در فصل حساسیتزایی جلوگیری شود.
we need to address the root causes to avoid future flare-ups.
ما باید علل اصلی را بررسی کنیم تا از بروز مجددهای آینده جلوگیری کنیم.
flare-up again
تکرار بیماری
flare-up risk
خطر تکرار بیماری
flare-up period
دوره تکرار بیماری
flare-up caused
عوامل باعث تکرار بیماری
flare-up prevention
پیشگیری از تکرار بیماری
flare-up symptoms
симptomهای تکرار بیماری
flare-up occurred
تکرار بیماری رخ داد
flare-ups happen
تکرار بیماری رخ میدهد
avoid flare-up
جلوگیری از تکرار بیماری
the patient experienced a sudden flare-up of their arthritis.
بیمار به ناگهانی یک بروز مجدد از مفصلگی میکرد.
there was a flare-up of violence following the protest.
پس از اعتراض، یک بروز مجدد خشونت رخ داد.
we're hoping to prevent any further flare-ups of the disease.
امیدواریم از هرگونه بروز مجدد بیماری جلوگیری کنیم.
the conflict saw a worrying flare-up between the two nations.
این درگیری با یک بروز مجدد نگرانکننده بین دو کشور همراه بود.
his skin condition had a flare-up due to sun exposure.
وضعیت پوست او به دلیل معرض نور خورشید یک بروز مجدد داشت.
the volcano had a minor flare-up after years of dormancy.
پس از چندین سال خواب، آتشفشان یک بروز مجدد کوچک داشت.
the stock market experienced a brief flare-up in trading volume.
بازار سهام یک بروز مجدد موقتی در حجم معاملات تجربه کرد.
she warned him about potential flare-ups in his anxiety.
او به او هشدار داد که ممکن است بروز مجددهایی در نگرانیهایش رخ دهد.
the border dispute led to a dangerous flare-up with neighboring countries.
این اختلاف مرزی منجر به یک بروز مجدد خطرناک با کشورهای همسایه شد.
the asthma medication helped to prevent flare-ups during allergy season.
داروی آسم کمک کرد تا بروز مجددها در فصل حساسیتزایی جلوگیری شود.
we need to address the root causes to avoid future flare-ups.
ما باید علل اصلی را بررسی کنیم تا از بروز مجددهای آینده جلوگیری کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید