flawlessly

[ایالات متحده]/ˈflɔːləsli/
[بریتانیا]/ˈflɔːləsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که کامل و بدون هیچ اشتباهی باشد

عبارات و ترکیب‌ها

flawlessly executed

به طور بی‌نقص اجرا شد

flawlessly performed

به طور بی‌نقص انجام شد

flawlessly designed

به طور بی‌نقص طراحی شد

flawlessly delivered

به طور بی‌نقص تحویل داده شد

flawlessly integrated

به طور بی‌نقص یکپارچه شد

flawlessly executed plan

برنامه به طور بی‌نقص اجرا شد

flawlessly written

به طور بی‌نقص نوشته شد

flawlessly completed

به طور بی‌نقص تکمیل شد

flawlessly aligned

به طور بی‌نقص هم‌راستا شد

flawlessly coordinated

به طور بی‌نقص هماهنگ شد

جملات نمونه

she performed flawlessly during the audition.

او به طور بی‌نقص در طول تست اجرا کرد.

the software runs flawlessly after the update.

نرم افزار پس از به‌روزرسانی به طور بی‌نقص اجرا می‌شود.

he delivered his speech flawlessly.

او سخنرانی خود را به طور بی‌نقص ارائه داد.

the team worked flawlessly together on the project.

تیم به طور بی‌نقص با هم روی پروژه کار کردند.

her makeup was applied flawlessly for the event.

آرایش او برای این رویداد به طور بی‌نقص انجام شد.

the car handled flawlessly on the winding roads.

ماشین در جاده‌های پر پیچ و خم به طور بی‌نقص عمل کرد.

the recipe was executed flawlessly by the chef.

سرآشپز دستور غذا را به طور بی‌نقص اجرا کرد.

she danced flawlessly at the competition.

او به طور بی‌نقص در مسابقه رقصید.

the system operates flawlessly under pressure.

سیستم تحت فشار به طور بی‌نقص کار می‌کند.

his argument was presented flawlessly in the debate.

استدلال او به طور بی‌نقص در بحث ارائه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید