seamlessly

[ایالات متحده]/ˈsiːm.ləs.li/
[بریتانیا]/ˈsiːm.ləs.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون فاصله یا وقفه

عبارات و ترکیب‌ها

seamlessly integrate

یکپارچه سازی یکپارچه

seamlessly connect

به طور یکپارچه متصل شوید

seamlessly transition

گذار یکپارچه

seamlessly collaborate

به طور یکپارچه همکاری کنید

seamlessly operate

به طور یکپارچه کار کنید

seamlessly merge

ادغام یکپارچه

seamlessly flow

به طور یکپارچه جریان داشته باشید

seamlessly adapt

به طور یکپارچه سازگار شوید

seamlessly share

به طور یکپارچه به اشتراک بگذارید

seamlessly synchronize

به طور یکپارچه همگام سازی کنید

جملات نمونه

the new software integrates seamlessly with existing systems.

نرم‌افزار جدید به طور یکپارچه با سیستم‌های موجود یکپارچه می‌شود.

she transitioned seamlessly from one role to another.

او به طور یکپارچه از یک نقش به نقش دیگر تغییر وضعیت داد.

the design allows for seamlessly blending different styles.

طراحی این امکان را فراهم می‌کند که سبک‌های مختلف را به طور یکپارچه با هم ترکیب کرد.

the app updates seamlessly in the background.

برنامه به‌طور یکپارچه و در پس‌زمینه به‌روزرسانی می‌شود.

they worked together seamlessly to complete the project.

آنها با همکاری یکپارچه برای تکمیل پروژه کار کردند.

the new feature works seamlessly with previous versions.

ویژگی جدید به طور یکپارچه با نسخه‌های قبلی کار می‌کند.

her performance was seamlessly integrated into the show.

اجرای او به طور یکپارچه در نمایش ادغام شد.

the two teams collaborated seamlessly on the project.

دو تیم به طور یکپارچه در پروژه با یکدیگر همکاری کردند.

the website loads seamlessly on all devices.

وب‌سایت به طور یکپارچه در همه دستگاه‌ها بارگیری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید