flimsinesses matter
اهمیت شلبودگیها
flimsinesses observed
شلبودگیها مشاهده شد
flimsinesses noted
شلبودگیها مورد توجه قرار گرفت
flimsinesses affect
شلبودگیها تحت تاثیر قرار میدهند
flimsinesses highlighted
شلبودگیها برجسته شدند
flimsinesses analysis
تجزیه و تحلیل شلبودگیها
flimsinesses factors
عوامل شلبودگیها
flimsinesses issues
مشکلات شلبودگیها
flimsinesses concerns
نگرانیهای مربوط به شلبودگیها
flimsinesses examples
نمونههای شلبودگیها
the flimsinesses of the paper made it difficult to write on.
ناپایداری کاغذ باعث میشد نوشتن روی آن دشوار باشد.
we noticed the flimsinesses of the furniture during the move.
ما متوجه ناپایداری وسایل اثاثمنزل در حین جابجایی شدیم.
her arguments were filled with flimsinesses that weakened her position.
استدلالهای او مملو از ناپایداریهایی بود که موقعیت او را تضعیف کرد.
the flimsinesses of the fabric made it unsuitable for winter wear.
ناپایداری پارچه آن را برای پوشیدن در فصل زمستان نامناسب میکرد.
he pointed out the flimsinesses in the project's foundation.
او به ناپایداریها در بنیان پروژه اشاره کرد.
the flimsinesses of the excuses were evident to everyone.
ناپایداریهای بهانهها برای همه آشکار بود.
inspecting the flimsinesses of the bridge raised safety concerns.
بازرسی از ناپایداریهای پل نگرانیهای ایمنی را برانگیخت.
the flimsinesses of the agreement led to misunderstandings.
ناپایداریهای توافقنامه منجر به سوء تفاهم شد.
despite its flimsinesses, the design was quite popular.
با وجود ناپایداریهایش، طراحی بسیار محبوب بود.
the flimsinesses of the plot made the story less engaging.
ناپایداریهای طرح داستان را کمتر جذاب کرد.
flimsinesses matter
اهمیت شلبودگیها
flimsinesses observed
شلبودگیها مشاهده شد
flimsinesses noted
شلبودگیها مورد توجه قرار گرفت
flimsinesses affect
شلبودگیها تحت تاثیر قرار میدهند
flimsinesses highlighted
شلبودگیها برجسته شدند
flimsinesses analysis
تجزیه و تحلیل شلبودگیها
flimsinesses factors
عوامل شلبودگیها
flimsinesses issues
مشکلات شلبودگیها
flimsinesses concerns
نگرانیهای مربوط به شلبودگیها
flimsinesses examples
نمونههای شلبودگیها
the flimsinesses of the paper made it difficult to write on.
ناپایداری کاغذ باعث میشد نوشتن روی آن دشوار باشد.
we noticed the flimsinesses of the furniture during the move.
ما متوجه ناپایداری وسایل اثاثمنزل در حین جابجایی شدیم.
her arguments were filled with flimsinesses that weakened her position.
استدلالهای او مملو از ناپایداریهایی بود که موقعیت او را تضعیف کرد.
the flimsinesses of the fabric made it unsuitable for winter wear.
ناپایداری پارچه آن را برای پوشیدن در فصل زمستان نامناسب میکرد.
he pointed out the flimsinesses in the project's foundation.
او به ناپایداریها در بنیان پروژه اشاره کرد.
the flimsinesses of the excuses were evident to everyone.
ناپایداریهای بهانهها برای همه آشکار بود.
inspecting the flimsinesses of the bridge raised safety concerns.
بازرسی از ناپایداریهای پل نگرانیهای ایمنی را برانگیخت.
the flimsinesses of the agreement led to misunderstandings.
ناپایداریهای توافقنامه منجر به سوء تفاهم شد.
despite its flimsinesses, the design was quite popular.
با وجود ناپایداریهایش، طراحی بسیار محبوب بود.
the flimsinesses of the plot made the story less engaging.
ناپایداریهای طرح داستان را کمتر جذاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید