flimsinesses

[ایالات متحده]/ˈflɪm.zi.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈflɪm.zi.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت ضعیف یا بی‌اساس بودن

عبارات و ترکیب‌ها

flimsinesses matter

اهمیت شل‌بودگی‌ها

flimsinesses observed

شل‌بودگی‌ها مشاهده شد

flimsinesses noted

شل‌بودگی‌ها مورد توجه قرار گرفت

flimsinesses affect

شل‌بودگی‌ها تحت تاثیر قرار می‌دهند

flimsinesses highlighted

شل‌بودگی‌ها برجسته شدند

flimsinesses analysis

تجزیه و تحلیل شل‌بودگی‌ها

flimsinesses factors

عوامل شل‌بودگی‌ها

flimsinesses issues

مشکلات شل‌بودگی‌ها

flimsinesses concerns

نگرانی‌های مربوط به شل‌بودگی‌ها

flimsinesses examples

نمونه‌های شل‌بودگی‌ها

جملات نمونه

the flimsinesses of the paper made it difficult to write on.

ناپایداری کاغذ باعث می‌شد نوشتن روی آن دشوار باشد.

we noticed the flimsinesses of the furniture during the move.

ما متوجه ناپایداری وسایل اثاث‌منزل در حین جابجایی شدیم.

her arguments were filled with flimsinesses that weakened her position.

استدلال‌های او مملو از ناپایداری‌هایی بود که موقعیت او را تضعیف کرد.

the flimsinesses of the fabric made it unsuitable for winter wear.

ناپایداری پارچه آن را برای پوشیدن در فصل زمستان نامناسب می‌کرد.

he pointed out the flimsinesses in the project's foundation.

او به ناپایداری‌ها در بنیان پروژه اشاره کرد.

the flimsinesses of the excuses were evident to everyone.

ناپایداری‌های بهانه‌ها برای همه آشکار بود.

inspecting the flimsinesses of the bridge raised safety concerns.

بازرسی از ناپایداری‌های پل نگرانی‌های ایمنی را برانگیخت.

the flimsinesses of the agreement led to misunderstandings.

ناپایداری‌های توافق‌نامه منجر به سوء تفاهم شد.

despite its flimsinesses, the design was quite popular.

با وجود ناپایداری‌هایش، طراحی بسیار محبوب بود.

the flimsinesses of the plot made the story less engaging.

ناپایداری‌های طرح داستان را کمتر جذاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید