flourishingly

[ایالات متحده]/ˈflʌrɪʃɪŋli/
[بریتانیا]/ˈflʌrɪʃɪŋli/

ترجمه

adv. به طرز شکوفا یا موفقیت‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

flourishingly thriving

به شکوفایی رسیده

flourishingly successful

به طرز چشمگیری موفق

flourishingly growing

در حال شکوفایی و رشد

flourishingly vibrant

پر جنب و جوش و سرزنده

flourishingly rich

غنی و شکوفا

flourishingly bright

درخشان و شکوفا

flourishingly diverse

متنوع و شکوفا

flourishingly innovative

نوآورانه و شکوفا

flourishingly connected

متصل و شکوفا

flourishingly engaging

جذاب و شکوفا

جملات نمونه

the garden is flourishingly vibrant this spring.

باغ این بهار به شکلی پر رونق و زنده است.

her business is flourishingly expanding into new markets.

کسب و کار او به سرعت در حال گسترش به بازارهای جدید است.

the community is flourishingly united in their efforts.

جامعه به طور پر رونق در تلاش های خود متحد است.

the economy is flourishingly recovering after the crisis.

اقتصاد پس از بحران به سرعت در حال بهبودی است.

his career is flourishingly taking off this year.

سال این سال، شغل او با سرعت در حال پیشرفت است.

the arts are flourishingly celebrated in this city.

هنرها در این شهر به شکلی پر رونق جشن گرفته می شوند.

the startup is flourishingly attracting investors.

شرکت نوپا به سرعت سرمایه گذاران را جذب می کند.

the school is flourishingly improving its academic standards.

مدرسه به طور پر رونق در حال بهبود استانداردهای علمی خود است.

the friendship between them is flourishingly strong.

دوستی آنها به شکلی پر رونق و قوی است.

the wildlife in the area is flourishingly thriving.

حیات وحش در این منطقه به شکلی پر رونق در حال رشد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید