thrivingly

[ایالات متحده]/[ˈθrɪvɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈθrɪvɪŋli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای پررونق؛ به‌صورت موفقیت‌آمیز.؛ زنده یا رشد کردن به‌طور فعال.

عبارات و ترکیب‌ها

thrivingly well

خوب و در حال رشد

thrivingly forward

به سمت پیشرفت

جملات نمونه

the business is thrivingly expanding into new markets.

کسب و کار به طور چشمگیری در بازارهای جدید گسترش می‌یابد.

the garden flourished, thrivingly bursting with color.

باغچه چشمگیر شده و با رنگ‌های زیبایی پر شده است.

the young athlete is thrivingly progressing in their training.

ورزشکار جوان به طور چشمگیری در تمرینات خود پیشرفت می‌کند.

the community is thrivingly supporting local businesses.

جامعه به طور چشمگیری کسب و کارهای محلی را حمایت می‌کند.

the startup is thrivingly attracting venture capital funding.

شرکت نوپا به طور چشمگیری سرمایه‌گذاری‌های پرخطر را جذب می‌کند.

the team is thrivingly collaborating on the project.

تیم به طور چشمگیری در پروژه با همکاری می‌کند.

the city's economy is thrivingly growing year after year.

اقتصاد شهر به طور چشمگیری سالیانه رشد می‌کند.

the artist is thrivingly exploring new creative avenues.

هنرمند به طور چشمگیری راه‌های خلاقانه جدید را کاوش می‌کند.

the school is thrivingly fostering a love of learning.

مدرسه به طور چشمگیری عشق به یادگیری را ترویج می‌دهد.

the restaurant is thrivingly serving authentic cuisine.

رستوران به طور چشمگیری غذاهای اصیل را ارائه می‌دهد.

the software company is thrivingly adapting to user feedback.

شرکت نرم‌افزاری به طور چشمگیری به بازخورد کاربران سازگار می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید