fondles

[ایالات متحده]/ˈfɒndəlz/
[بریتانیا]/ˈfɑndəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور محبت‌آمیز به کسی دست زدن یا نوازش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fondles softly

به آرامی نوازش می‌کند

fondles gently

به ملایمت نوازش می‌کند

fondles affectionately

با محبت نوازش می‌کند

fondles playfully

به بازیگوشی نوازش می‌کند

fondles tenderly

با لطافت نوازش می‌کند

fondles lovingly

با عشق نوازش می‌کند

fondles sweetly

به شیرینی نوازش می‌کند

fondles warmly

با گرمی نوازش می‌کند

fondles intimately

با صمیمیت نوازش می‌کند

جملات نمونه

she fondles the puppy gently.

او به آرامی توله سگ را نوازش می‌کند.

he fondles her hair while they watch a movie.

او در حالی که آن‌ها فیلم تماشا می‌کنند، موهای او را نوازش می‌کند.

the artist fondles the clay to shape it.

هنرمند برای شکل دادن به آن، خاک را نوازش می‌کند.

she fondles the fabric to feel its texture.

او پارچه را نوازش می‌کند تا بافت آن را احساس کند.

he fondles the guitar strings before playing.

او قبل از نواختن، سیم‌های گیتار را نوازش می‌کند.

the child fondles the stuffed toy with affection.

کودک با محبت اسباب‌بازی پر شده را نوازش می‌کند.

she fondles the flowers in the garden.

او گل‌های باغ را نوازش می‌کند.

he fondles the book cover, admiring its design.

او جلد کتاب را نوازش می‌کند و از طرح آن تحسین می‌کند.

she fondles the jewelry, admiring its sparkle.

او جواهرات را نوازش می‌کند و از درخشندگی آن تحسین می‌کند.

he fondles the steering wheel as he drives.

او در حالی که رانندگی می‌کند، فرمان را نوازش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید