caress

[ایالات متحده]/kəˈres/
[بریتانیا]/kəˈres/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لمس یا ضربه ملایم؛ عمل نشان دادن عشق و محبت
vt. به آرامی لمس کردن یا ضربه زدن به عنوان نشان عشق و محبت
Word Forms
قسمت سوم فعلcaressed
زمان گذشتهcaressed
شکل سوم شخص مفردcaresses
صفت یا فعل حال استمراریcaressing
جمعcaresses

عبارات و ترکیب‌ها

gentle caress

نوازش ملایم

loving caress

نوازش محبت آمیز

tender caress

نوازش لطیف

جملات نمونه

She gently caressed the baby's cheek.

او به آرامی گونه‌ی نوزاد را نوازش کرد.

He caressed her hand lovingly.

او با عشق دست او را نوازش کرد.

The soft breeze caressed her skin.

نسیم ملایم پوست او را نوازش کرد.

The singer's voice seemed to caress the audience's ears.

صدای خواننده به نظر می‌رسید گوش‌های مخاطبان را نوازش می‌کند.

She closed her eyes as the warm sunlight caressed her face.

وقتی نور خورشید گرم صورتش را نوازش کرد، چشمانش را بست.

His words caressed her heart.

کلماتش قلب او را نوازش کرد.

The painter's brush caressed the canvas with precision.

قلموی نقاش با دقت بوم نقاشی را نوازش کرد.

The cat purred as she caressed its fur.

گربه خرما خرما کرد وقتی او پشمش را نوازش کرد.

The memories of their time together still caress his mind.

خاطرات زمانی که با هم بودند هنوز هم ذهن او را نوازش می‌کند.

The poet's words caressed the emotions of the readers.

کلمات شاعر احساسات خوانندگان را نوازش کرد.

نمونه‌های واقعی

The baby went fast asleep with his mother's caresses.

نوزاد با نوازش‌های مادرش به سرعت به خواب رفت.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

It's as though Bernini was reliving his caresses with his chisel.

این حس می‌شود که برنینی با چکش خود در حال بازآفرینی نوازش‌هایش است.

منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo Bernini

His mother's caress calmed the frightened child.

نوازش مادر کودک ترسیده را آرام کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

And she looked up, softly caressed his cheek, and smiled.

و او سرش را بلند کرد، به آرامی گونه‌اش را نوازش کرد و لبخند زد.

منبع: A man named Ove decides to die.

There were crowds of people in the depot or she would never have invited this caress.

اگر جمعیت زیادی در ایستگاه وجود نداشت، او هرگز اجازه نمی‌داد این نوازش رخ دهد.

منبع: Gone with the Wind

I would have touched, caressed, worshipped that scrape.

من آن خراش را لمس، نوازش و عبادت می‌کردم.

منبع: Call Me by Your Name

" What light is that on the hill? " he added, as it were to hide the caress.

«چه نوری است روی تپه؟» او افزود، انگار برای پنهان کردن نوازش.

منبع: Returning Home

You were standing behind her caressing her lovingly in these pictures.

شما در این عکس‌ها پشت سر او ایستاده‌اید و با عشق نوازش می‌کنید.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

" O Machine! " she murmured, and caressed her Book, and was comforted.

«ای ماشین!» او زمزمه کرد و کتابش را نوازش کرد و آرامش یافت.

منبع: The machine has stopped operating.

But when she tried to caress him, the boy shunned her.

اما وقتی او سعی کرد او را نوازش کند، پسر از او دوری کرد.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید