forbade

[ایالات متحده]/fəˈbeɪd/
[بریتانیا]/fɔrˈbeɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل منع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

forbade him

او را منع کرد

forbade us

ما را منع کرد

forbade entry

ورود را منع کرد

forbade access

دسترسی را منع کرد

forbade marriage

ازدواج را منع کرد

forbade travel

سفر را منع کرد

forbade discussion

بحث را منع کرد

forbade contact

تماس را منع کرد

forbade use

استفاده را منع کرد

forbade work

کار را منع کرد

جملات نمونه

he forbade her from attending the party.

او از رفتن او به مهمانی منع کرد.

the teacher forbade the students from using their phones in class.

معلم از استفاده دانش‌آموزان از تلفن همراه در کلاس درس منع کرد.

they forbade him to speak about the incident.

آنها از صحبت کردن او درباره حادثه منع کردند.

the law forbade any form of discrimination.

قانون هر نوع تبعیض را منع کرد.

she forbade her children from playing outside after dark.

او از بازی کردن فرزندانش در خارج از منزل بعد از تاریک شدن هوا منع کرد.

the company forbade employees from sharing confidential information.

شرکت از اشتراک گذاری اطلاعات محرمانه توسط کارکنان منع کرد.

he forbade his friends from discussing politics at dinner.

او از صحبت کردن دوستانش درباره سیاست در شام منع کرد.

the coach forbade the players from using performance-enhancing drugs.

مربی از استفاده بازیکنان از داروهای افزایش عملکرد منع کرد.

the parents forbade their daughter from dating until she was older.

والدین از قرار ملاقات دخترشان تا زمانی که بزرگتر شد منع کردند.

the rules forbade any outside food in the theater.

قوانین ورود هرگونه غذا از خارج به تئاتر را منع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید