forbade him
او را منع کرد
forbade us
ما را منع کرد
forbade entry
ورود را منع کرد
forbade access
دسترسی را منع کرد
forbade marriage
ازدواج را منع کرد
forbade travel
سفر را منع کرد
forbade discussion
بحث را منع کرد
forbade contact
تماس را منع کرد
forbade use
استفاده را منع کرد
forbade work
کار را منع کرد
he forbade her from attending the party.
او از رفتن او به مهمانی منع کرد.
the teacher forbade the students from using their phones in class.
معلم از استفاده دانشآموزان از تلفن همراه در کلاس درس منع کرد.
they forbade him to speak about the incident.
آنها از صحبت کردن او درباره حادثه منع کردند.
the law forbade any form of discrimination.
قانون هر نوع تبعیض را منع کرد.
she forbade her children from playing outside after dark.
او از بازی کردن فرزندانش در خارج از منزل بعد از تاریک شدن هوا منع کرد.
the company forbade employees from sharing confidential information.
شرکت از اشتراک گذاری اطلاعات محرمانه توسط کارکنان منع کرد.
he forbade his friends from discussing politics at dinner.
او از صحبت کردن دوستانش درباره سیاست در شام منع کرد.
the coach forbade the players from using performance-enhancing drugs.
مربی از استفاده بازیکنان از داروهای افزایش عملکرد منع کرد.
the parents forbade their daughter from dating until she was older.
والدین از قرار ملاقات دخترشان تا زمانی که بزرگتر شد منع کردند.
the rules forbade any outside food in the theater.
قوانین ورود هرگونه غذا از خارج به تئاتر را منع کرد.
forbade him
او را منع کرد
forbade us
ما را منع کرد
forbade entry
ورود را منع کرد
forbade access
دسترسی را منع کرد
forbade marriage
ازدواج را منع کرد
forbade travel
سفر را منع کرد
forbade discussion
بحث را منع کرد
forbade contact
تماس را منع کرد
forbade use
استفاده را منع کرد
forbade work
کار را منع کرد
he forbade her from attending the party.
او از رفتن او به مهمانی منع کرد.
the teacher forbade the students from using their phones in class.
معلم از استفاده دانشآموزان از تلفن همراه در کلاس درس منع کرد.
they forbade him to speak about the incident.
آنها از صحبت کردن او درباره حادثه منع کردند.
the law forbade any form of discrimination.
قانون هر نوع تبعیض را منع کرد.
she forbade her children from playing outside after dark.
او از بازی کردن فرزندانش در خارج از منزل بعد از تاریک شدن هوا منع کرد.
the company forbade employees from sharing confidential information.
شرکت از اشتراک گذاری اطلاعات محرمانه توسط کارکنان منع کرد.
he forbade his friends from discussing politics at dinner.
او از صحبت کردن دوستانش درباره سیاست در شام منع کرد.
the coach forbade the players from using performance-enhancing drugs.
مربی از استفاده بازیکنان از داروهای افزایش عملکرد منع کرد.
the parents forbade their daughter from dating until she was older.
والدین از قرار ملاقات دخترشان تا زمانی که بزرگتر شد منع کردند.
the rules forbade any outside food in the theater.
قوانین ورود هرگونه غذا از خارج به تئاتر را منع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید