forgiver

[ایالات متحده]/[ˈfɔːɡɪvə]/
[بریتانیا]/[ˈfɔːrɡɪvər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که ببخشد؛ کسی که مایل به بخشش است.
v. ببخشید (کسی را).
Word Forms
جمعforgivers

عبارات و ترکیب‌ها

forgiver of sins

بخشنده گناهان

self-forgiver

خود بخشنده

a forgiver's role

نقش یک بخشنده

forgiver's grace

فیض بخشنده

جملات نمونه

she is a forgiving person, always ready to offer a second chance.

او شخص بخشنده ای است که همیشه آماده ارائه فرصت دوم است.

he proved to be a true forgiver, letting go of past grievances.

او ثابت کرد که بخشنده واقعی است و از نارضایتی های گذشته چشم پوشی می کند.

being a forgiver doesn't mean forgetting, but choosing peace.

بخشنده بودن به معنای فراموش نکردن نیست، بلکه انتخاب صلح است.

the forgiver's heart is open to compassion and understanding.

قلب یک بخشنده به شفقت و درک باز است.

it takes strength to be a forgiver, especially after betrayal.

برای بخشنده بودن، به ویژه پس از خیانت، به قدرت نیاز است.

she was a forgiving boss, understanding her employees' mistakes.

او یک رئیس بخشنده بود و اشتباهات کارمندانش را درک می کرد.

the forgiver seeks reconciliation and healing, not revenge.

بخشنده به دنبال آشتی و شفای زخم ها است، نه انتقام.

he acted as a forgiver, mediating between the arguing parties.

او به عنوان یک بخشنده عمل کرد و بین طرف های درگیر میانجیگری کرد.

a forgiver offers grace and compassion to those who have wronged them.

یک بخشنده لطف و شفقت را به کسانی که به آنها آسیب رسانده اند، ارائه می دهد.

the forgiver's journey is one of self-growth and emotional maturity.

سفر یک بخشنده، سفری به سوی رشد خود و بلوغ عاطفی است.

she is a forgiving friend, accepting flaws and imperfections.

او یک دوست بخشنده است که عیوب و نقص ها را می پذیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید