| جمع | forgivers |
forgiver of sins
بخشنده گناهان
self-forgiver
خود بخشنده
a forgiver's role
نقش یک بخشنده
forgiver's grace
فیض بخشنده
she is a forgiving person, always ready to offer a second chance.
او شخص بخشنده ای است که همیشه آماده ارائه فرصت دوم است.
he proved to be a true forgiver, letting go of past grievances.
او ثابت کرد که بخشنده واقعی است و از نارضایتی های گذشته چشم پوشی می کند.
being a forgiver doesn't mean forgetting, but choosing peace.
بخشنده بودن به معنای فراموش نکردن نیست، بلکه انتخاب صلح است.
the forgiver's heart is open to compassion and understanding.
قلب یک بخشنده به شفقت و درک باز است.
it takes strength to be a forgiver, especially after betrayal.
برای بخشنده بودن، به ویژه پس از خیانت، به قدرت نیاز است.
she was a forgiving boss, understanding her employees' mistakes.
او یک رئیس بخشنده بود و اشتباهات کارمندانش را درک می کرد.
the forgiver seeks reconciliation and healing, not revenge.
بخشنده به دنبال آشتی و شفای زخم ها است، نه انتقام.
he acted as a forgiver, mediating between the arguing parties.
او به عنوان یک بخشنده عمل کرد و بین طرف های درگیر میانجیگری کرد.
a forgiver offers grace and compassion to those who have wronged them.
یک بخشنده لطف و شفقت را به کسانی که به آنها آسیب رسانده اند، ارائه می دهد.
the forgiver's journey is one of self-growth and emotional maturity.
سفر یک بخشنده، سفری به سوی رشد خود و بلوغ عاطفی است.
she is a forgiving friend, accepting flaws and imperfections.
او یک دوست بخشنده است که عیوب و نقص ها را می پذیرد.
forgiver of sins
بخشنده گناهان
self-forgiver
خود بخشنده
a forgiver's role
نقش یک بخشنده
forgiver's grace
فیض بخشنده
she is a forgiving person, always ready to offer a second chance.
او شخص بخشنده ای است که همیشه آماده ارائه فرصت دوم است.
he proved to be a true forgiver, letting go of past grievances.
او ثابت کرد که بخشنده واقعی است و از نارضایتی های گذشته چشم پوشی می کند.
being a forgiver doesn't mean forgetting, but choosing peace.
بخشنده بودن به معنای فراموش نکردن نیست، بلکه انتخاب صلح است.
the forgiver's heart is open to compassion and understanding.
قلب یک بخشنده به شفقت و درک باز است.
it takes strength to be a forgiver, especially after betrayal.
برای بخشنده بودن، به ویژه پس از خیانت، به قدرت نیاز است.
she was a forgiving boss, understanding her employees' mistakes.
او یک رئیس بخشنده بود و اشتباهات کارمندانش را درک می کرد.
the forgiver seeks reconciliation and healing, not revenge.
بخشنده به دنبال آشتی و شفای زخم ها است، نه انتقام.
he acted as a forgiver, mediating between the arguing parties.
او به عنوان یک بخشنده عمل کرد و بین طرف های درگیر میانجیگری کرد.
a forgiver offers grace and compassion to those who have wronged them.
یک بخشنده لطف و شفقت را به کسانی که به آنها آسیب رسانده اند، ارائه می دهد.
the forgiver's journey is one of self-growth and emotional maturity.
سفر یک بخشنده، سفری به سوی رشد خود و بلوغ عاطفی است.
she is a forgiving friend, accepting flaws and imperfections.
او یک دوست بخشنده است که عیوب و نقص ها را می پذیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید