forswearings

[ایالات متحده]/[fɔːˈswɛərɪŋz]/
[بریتانیا]/[fɔrˈswɛrɪŋz]/

ترجمه

n. عمل سوگند شکنی

عبارات و ترکیب‌ها

forswearings of loyalty

فسخ وفاداری

forswearings of allegiance

فسخ بیعت

forswearings of trust

فسخ اعتماد

forswearings of oaths

فسخ سوگند

forswearings of promises

فسخ وعده‌ها

forswearings of faith

فسخ ایمان

forswearings of rights

فسخ حقوق

forswearings of claims

فسخ ادعاها

forswearings of support

فسخ حمایت

forswearings of duty

فسخ وظیفه

جملات نمونه

his forswearings of past mistakes showed his growth.

رد کردن اشتباهات گذشته او نشان دهنده رشد او بود.

the politician's forswearings were met with skepticism.

رد کردن های سیاستمدار با شک و تردید روبرو شد.

after many forswearings, she finally kept her promise.

پس از رد کردن های زیاد، او بالاخره به وعده خود عمل کرد.

his forswearings of violence were taken seriously by the community.

رد کردن خشونت او توسط جامعه جدی گرفته شد.

they made forswearings to change their ways for a better future.

آنها برای تغییر روش های خود برای آینده ای بهتر، رد کردن کردند.

her forswearings of bad habits inspired her friends.

رد کردن عادت های بد او الهام بخش دوستانش بود.

his forswearings were a testament to his commitment.

رد کردن های او گواهی تعهد او بود.

the forswearings made in the meeting were crucial.

رد کردن های انجام شده در جلسه بسیار مهم بودند.

her forswearings of materialism led to a simpler life.

رد کردن مادی گرایی او منجر به یک زندگی ساده تر شد.

many forswearings were made during the retreat.

در طول معتکف، رد کردن های زیادی انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید