promises made
وعدههای داده شده
promises kept
وعدههایی که عملی شدند
making promises
دادن وعدهها
broken promises
وعدههای شکسته
promises only
فقط وعدهها
promises fulfilled
وعدههای انجام شده
promises to keep
وعدههایی که باید عملی شوند
promises them
به آنها وعده داد
promises now
وعدهها الان
promises again
وعدهها دوباره
the company promises to deliver the product within a week.
شرکت قول داده است که محصول را ظرف یک هفته تحویل دهد.
he broke his promises and disappointed everyone.
او به قولهای خود عمل نکرد و همه را ناامید کرد.
i promise to call you as soon as i arrive.
قول میدهم به محض اینکه رسیدم به شما زنگ بزنم.
the politician made several promises during the campaign.
سیاستمدار در طول کمپین وعدههای متعددی داد.
keep your promises, even when it's difficult.
حتی زمانی که دشوار است، به قولهای خود عمل کنید.
we need to fulfill our promises to the customers.
ما باید به قولهای خود به مشتریان عمل کنیم.
the contract includes promises of future investment.
قرارداد شامل قولهایی برای سرمایهگذاریهای آینده است.
she made a solemn promise to always be there for him.
او قول محکم و جدی داد که همیشه در کنار او خواهد بود.
the government's promises of economic reform remain unfulfilled.
وعدههای دولت در مورد اصلاحات اقتصادی هنوز محقق نشده است.
he asked for her promises of loyalty and support.
او از او خواست تا قول وفاداری و حمایت بدهد.
the software comes with promises of enhanced security.
نرمافزار با قول افزایش امنیت عرضه میشود.
they exchanged promises of love and commitment.
آنها قولهایی در مورد عشق و تعهد رد و بدل کردند.
promises made
وعدههای داده شده
promises kept
وعدههایی که عملی شدند
making promises
دادن وعدهها
broken promises
وعدههای شکسته
promises only
فقط وعدهها
promises fulfilled
وعدههای انجام شده
promises to keep
وعدههایی که باید عملی شوند
promises them
به آنها وعده داد
promises now
وعدهها الان
promises again
وعدهها دوباره
the company promises to deliver the product within a week.
شرکت قول داده است که محصول را ظرف یک هفته تحویل دهد.
he broke his promises and disappointed everyone.
او به قولهای خود عمل نکرد و همه را ناامید کرد.
i promise to call you as soon as i arrive.
قول میدهم به محض اینکه رسیدم به شما زنگ بزنم.
the politician made several promises during the campaign.
سیاستمدار در طول کمپین وعدههای متعددی داد.
keep your promises, even when it's difficult.
حتی زمانی که دشوار است، به قولهای خود عمل کنید.
we need to fulfill our promises to the customers.
ما باید به قولهای خود به مشتریان عمل کنیم.
the contract includes promises of future investment.
قرارداد شامل قولهایی برای سرمایهگذاریهای آینده است.
she made a solemn promise to always be there for him.
او قول محکم و جدی داد که همیشه در کنار او خواهد بود.
the government's promises of economic reform remain unfulfilled.
وعدههای دولت در مورد اصلاحات اقتصادی هنوز محقق نشده است.
he asked for her promises of loyalty and support.
او از او خواست تا قول وفاداری و حمایت بدهد.
the software comes with promises of enhanced security.
نرمافزار با قول افزایش امنیت عرضه میشود.
they exchanged promises of love and commitment.
آنها قولهایی در مورد عشق و تعهد رد و بدل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید