friendlier service
خدمت لطیفتر
be friendlier
لطفتر باش
much friendlier
خیلی لطیفتر
become friendlier
لطیفتر شو
friendlier atmosphere
اتمسفر لطیفتر
seem friendlier
به نظر لطیفتر میرسد
acting friendlier
رفتار لطیفتر
far friendlier
بیشتر لطیفتر
sound friendlier
به نظر لطیفتر میرسد
feels friendlier
به نظر لطیفتر میرسد
the customer service was much friendlier than i expected.
خدمت به مشتریان بسیار دوستانهتر از آنچه انتظار داشتم بود.
we need to create a friendlier atmosphere in the office.
باید یک محیط دوستانهتر در دفتر ایجاد کنیم.
she's always been a friendlier person than her brother.
او همیشه شخصی دوستانهتر از برادرش بوده است.
the new manager is hoping to be a friendlier face for the company.
مدیر جدید امید دارد که چهرهای دوستانهتر برای شرکت باشد.
can we make the website look and feel friendlier?
آیا میتوانیم وبسایت را به گونهای به نظر برسد که دوستانهتر باشد؟
the staff were incredibly friendlier and helpful.
کارکنان به طور غیرمعمول دوستانهتر و کمککنندهتر بودند.
it's important to be friendlier to new colleagues.
در رابطه با همکاران جدید بودن دوستانهتر اهمیت دارد.
the company aims to have a friendlier approach to clients.
شرکت قصد دارد رویکردی دوستانهتر نسبت به مشتریان داشته باشد.
he suggested a friendlier tone in the email.
او پیشنهاد داد تông دوستانهتری در ایمیل داشته باشیم.
we want to offer a friendlier experience to our users.
ما میخواهیم تجربهای دوستانهتر به کاربران خود ارائه دهیم.
the team fostered a friendlier and more collaborative environment.
تیم یک محیط دوستانهتر و همکارانهتر را ترویج داد.
friendlier service
خدمت لطیفتر
be friendlier
لطفتر باش
much friendlier
خیلی لطیفتر
become friendlier
لطیفتر شو
friendlier atmosphere
اتمسفر لطیفتر
seem friendlier
به نظر لطیفتر میرسد
acting friendlier
رفتار لطیفتر
far friendlier
بیشتر لطیفتر
sound friendlier
به نظر لطیفتر میرسد
feels friendlier
به نظر لطیفتر میرسد
the customer service was much friendlier than i expected.
خدمت به مشتریان بسیار دوستانهتر از آنچه انتظار داشتم بود.
we need to create a friendlier atmosphere in the office.
باید یک محیط دوستانهتر در دفتر ایجاد کنیم.
she's always been a friendlier person than her brother.
او همیشه شخصی دوستانهتر از برادرش بوده است.
the new manager is hoping to be a friendlier face for the company.
مدیر جدید امید دارد که چهرهای دوستانهتر برای شرکت باشد.
can we make the website look and feel friendlier?
آیا میتوانیم وبسایت را به گونهای به نظر برسد که دوستانهتر باشد؟
the staff were incredibly friendlier and helpful.
کارکنان به طور غیرمعمول دوستانهتر و کمککنندهتر بودند.
it's important to be friendlier to new colleagues.
در رابطه با همکاران جدید بودن دوستانهتر اهمیت دارد.
the company aims to have a friendlier approach to clients.
شرکت قصد دارد رویکردی دوستانهتر نسبت به مشتریان داشته باشد.
he suggested a friendlier tone in the email.
او پیشنهاد داد تông دوستانهتری در ایمیل داشته باشیم.
we want to offer a friendlier experience to our users.
ما میخواهیم تجربهای دوستانهتر به کاربران خود ارائه دهیم.
the team fostered a friendlier and more collaborative environment.
تیم یک محیط دوستانهتر و همکارانهتر را ترویج داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید