frilly dress
لباس پفدار
decorative frills
چینهای تزئینی
frill trim
حاشیه چیندار
frill collar
یقه چیندار
ruffle and frill
چین و حاشیه
frill detail
جزئیات چیندار
There are no frills about him.
بدون حاشیه یا اطاله، اوصاف خاصی ندارد.
no-frills housing; no-frills airline service.
مسکن بدون هزینه؛ خدمات خط هوایی بدون هزینه
a feminine frilled blouse.
بلوز زنانه با حاشیه دکوراتیو.
cheap fast food in no-frills surroundings.
غذاهای سریع و ارزان در محیطی بدون حاشیه.
a frill with the edges bound in a contrasting colour.
حاشیه ای با لبه های بسته شده با رنگ متضاد.
a frill of silver hair surrounded a shining bald pate.
حاشیه ای از موهای نقره ای دور یک سر تراشیده درخشان را احاطه کرده بود.
frills and furbelows just made her look stupid.
حاشیهها و زرق و برقها فقط باعث میشدند او احمق به نظر برسد.
She took pleasure in prefectly goffering the frill on her father's shirts.
او از گوهر انداختن کامل حاشیه پیراهن پدرش لذت می برد.
The car is a basic model with no frills such as a cassette player or sunshine roof.
خودرو یک مدل پایه با هیچ ویژگیای مانند پخش کننده کاست یا سقف آفتابگیر نیست.
Drape of brim of careless leaf of frilling color page if colour skirt is lacy;
حجاب لبهی بیاحتیاطی، برگهای رنگارنگ فرشته، اگر دامن لبهدار باشد.
Yes, feminine shapes will be loose and light, playing with layerings, draping, frills, pleats and plissé.
بله، اشکال زنانه آزاد و سبک خواهند بود، با لایه ها، دامن زدن، حاشیه ها، چین ها و پلاسه بازی می کنند.
frilly dress
لباس پفدار
decorative frills
چینهای تزئینی
frill trim
حاشیه چیندار
frill collar
یقه چیندار
ruffle and frill
چین و حاشیه
frill detail
جزئیات چیندار
There are no frills about him.
بدون حاشیه یا اطاله، اوصاف خاصی ندارد.
no-frills housing; no-frills airline service.
مسکن بدون هزینه؛ خدمات خط هوایی بدون هزینه
a feminine frilled blouse.
بلوز زنانه با حاشیه دکوراتیو.
cheap fast food in no-frills surroundings.
غذاهای سریع و ارزان در محیطی بدون حاشیه.
a frill with the edges bound in a contrasting colour.
حاشیه ای با لبه های بسته شده با رنگ متضاد.
a frill of silver hair surrounded a shining bald pate.
حاشیه ای از موهای نقره ای دور یک سر تراشیده درخشان را احاطه کرده بود.
frills and furbelows just made her look stupid.
حاشیهها و زرق و برقها فقط باعث میشدند او احمق به نظر برسد.
She took pleasure in prefectly goffering the frill on her father's shirts.
او از گوهر انداختن کامل حاشیه پیراهن پدرش لذت می برد.
The car is a basic model with no frills such as a cassette player or sunshine roof.
خودرو یک مدل پایه با هیچ ویژگیای مانند پخش کننده کاست یا سقف آفتابگیر نیست.
Drape of brim of careless leaf of frilling color page if colour skirt is lacy;
حجاب لبهی بیاحتیاطی، برگهای رنگارنگ فرشته، اگر دامن لبهدار باشد.
Yes, feminine shapes will be loose and light, playing with layerings, draping, frills, pleats and plissé.
بله، اشکال زنانه آزاد و سبک خواهند بود، با لایه ها، دامن زدن، حاشیه ها، چین ها و پلاسه بازی می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید