frills

[ایالات متحده]/frɪlz/
[بریتانیا]/frɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی‌های غیرضروری یا تزئینی؛ جزئیات افراطی

عبارات و ترکیب‌ها

no frills

بدون زرق و برق

frills included

زرق و برق موجود است

frills free

عاری از زرق و برق

frills attached

زرق و برق متصل

simple frills

زرق و برق ساده

frills removed

زرق و برق حذف شده

frills added

زرق و برق اضافه شده

extra frills

زرق و برق اضافی

frills optional

زرق و برق اختیاری

frills and extras

زرق و برق و اضافات

جملات نمونه

she prefers her dresses without frills.

او ترجیح می‌دهد لباس‌هایش هیچ حاشیه‌ای نداشته باشند.

his presentation was straightforward, without any frills.

ارائه او مستقیم بود، بدون هیچ حاشیه‌ای.

the restaurant offers a menu full of frills.

رستوران منویی پر از حاشیه‌ها ارائه می‌دهد.

they designed the house with frills to make it more appealing.

آنها خانه را با حاشیه‌ها طراحی کردند تا جذاب‌تر به نظر برسد.

she loves the frills and embellishments on her outfits.

او عاشق حاشیه‌ها و تزئینات لباس‌هایش است.

his writing style is simple and avoids unnecessary frills.

سبک نوشتن او ساده است و از حاشیه‌های غیرضروری اجتناب می‌کند.

the product is effective and comes without frills.

محصول موثر است و بدون حاشیه ارائه می‌شود.

they decorated the room with frills and bright colors.

آنها اتاق را با حاشیه‌ها و رنگ‌های روشن تزئین کردند.

her speech was full of frills, making it hard to follow.

سخنرانی او پر از حاشیه‌ها بود و درک آن را دشوار می‌کرد.

the dress had too many frills for her taste.

لباس برای سلیقه او بیش از حد حاشیه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید