fudgy brownies
برنی بادامی تیره
extra fudgy
بیشتر بادامی تیره
super fudgy
خیلی بادامی تیره
fudgy center
مرکز بادامی تیره
fudgy cake
کیک بادامی تیره
fudgy fudge
بادامی تیره بادامی تیره
fudgy bite
بیت بادامی تیره
fudgy goodness
خوبی بادامی تیره
i love fudgy brownies with a crackly top.
من از براونیهای چرب و سفت با سطح شکننده دوست دارم.
the center stayed fudgy even after the edges set.
مرکز حتی پس از سفت شدن لبهها هنوز چرب ماند.
she baked a fudgy chocolate cake for his birthday.
او یک کیک چکولتی چرب برای تولد او زیبا کرد.
these cookies are chewy and fudgy, not cakey.
این کوکیها چسبنده و چرب هستند، نه مانند کیک.
add an extra egg yolk for a fudgy texture.
برای دستیابی به بافت چرب، یک یکهای اضافی اضافه کنید.
the frosting turned thick and fudgy as it cooled.
کرم در حین سرد شدن ضخیم و چرب شد.
he prefers a fudgy brownie bite over a fluffy one.
او بیشتر به یک بیت براونی چرب نسبت به یکی پرپوکه علاقه دارد.
use dark chocolate to get a deeper, fudgier flavor.
از چکولت تیره برای دستیابی به طعمی عمیقتر و چربتر استفاده کنید.
the pudding is rich, fudgy, and intensely chocolatey.
پودینگ غنی، چرب و به شدت چکولتی است.
don’t overbake, or the brownies won’t stay fudgy.
بیش از حد پختن نکنید، در غیر این صورت براونیها چرب نخواهند ماند.
her fudgy ganache spread smoothly over the tart.
گاناش چرب او به طور یکنواخت روی تارت پخش شد.
that warm, fudgy slice melts in your mouth.
این مقطع گرم و چرب در دهان شما ذوب میشود.
fudgy brownies
برنی بادامی تیره
extra fudgy
بیشتر بادامی تیره
super fudgy
خیلی بادامی تیره
fudgy center
مرکز بادامی تیره
fudgy cake
کیک بادامی تیره
fudgy fudge
بادامی تیره بادامی تیره
fudgy bite
بیت بادامی تیره
fudgy goodness
خوبی بادامی تیره
i love fudgy brownies with a crackly top.
من از براونیهای چرب و سفت با سطح شکننده دوست دارم.
the center stayed fudgy even after the edges set.
مرکز حتی پس از سفت شدن لبهها هنوز چرب ماند.
she baked a fudgy chocolate cake for his birthday.
او یک کیک چکولتی چرب برای تولد او زیبا کرد.
these cookies are chewy and fudgy, not cakey.
این کوکیها چسبنده و چرب هستند، نه مانند کیک.
add an extra egg yolk for a fudgy texture.
برای دستیابی به بافت چرب، یک یکهای اضافی اضافه کنید.
the frosting turned thick and fudgy as it cooled.
کرم در حین سرد شدن ضخیم و چرب شد.
he prefers a fudgy brownie bite over a fluffy one.
او بیشتر به یک بیت براونی چرب نسبت به یکی پرپوکه علاقه دارد.
use dark chocolate to get a deeper, fudgier flavor.
از چکولت تیره برای دستیابی به طعمی عمیقتر و چربتر استفاده کنید.
the pudding is rich, fudgy, and intensely chocolatey.
پودینگ غنی، چرب و به شدت چکولتی است.
don’t overbake, or the brownies won’t stay fudgy.
بیش از حد پختن نکنید، در غیر این صورت براونیها چرب نخواهند ماند.
her fudgy ganache spread smoothly over the tart.
گاناش چرب او به طور یکنواخت روی تارت پخش شد.
that warm, fudgy slice melts in your mouth.
این مقطع گرم و چرب در دهان شما ذوب میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید