fuelled

[ایالات متحده]/fjʊəld/
[بریتانیا]/fjuld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به عنوان سوخت استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fuelled by

توسط سوخت

fuelled growth

رشد سوخت‌شده

fuelled passion

اشتیاق سوخت‌شده

fuelled ambition

جاه‌طلبی سوخت‌شده

fuelled demand

تقاضای سوخت‌شده

fuelled innovation

نوآوری سوخت‌شده

fuelled interest

علاقه سوخت‌شده

fuelled rivalry

رقابت سوخت‌شده

fuelled success

موفقیت سوخت‌شده

fuelled excitement

هیجان سوخت‌شده

جملات نمونه

the debate was fuelled by recent events.

بحث مورد توجه توسط وقایع اخیر دامن‌گیری گرفت.

his passion for music was fuelled by childhood experiences.

اشتیاق او به موسیقی از تجربیات دوران کودکی تغذیه می‌شد.

the project was fuelled by innovative ideas.

این پروژه با ایده های نوآورانه تغذیه شد.

her determination was fuelled by past failures.

پشتکار او از شکست های گذشته تغذیه می شد.

the fire was fuelled by dry wood and leaves.

آتش‌سوزی از چوب و برگ های خشک تغذیه می شد.

the team's success was fuelled by hard work and dedication.

موفقیت تیم از تلاش و تعهد تغذیه می شد.

his ambition was fuelled by a desire to prove himself.

جاه‌طلبی او از تمایل به اثبات خود تغذیه می شد.

the discussion was fuelled by differing opinions.

بحث از نظرات مختلف تغذیه می شد.

the economy was fuelled by consumer spending.

اقتصاد از هزینه های مصرف کننده تغذیه می شد.

the campaign was fuelled by social media engagement.

کمپین از تعامل رسانه های اجتماعی تغذیه می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید