furnishings

[ایالات متحده]/ˈfɜːnɪʃɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfɜrnɪʃɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبلمان; لوازم; اقلام پوشاک (جمع مبلمان); مبلمان و دکور

عبارات و ترکیب‌ها

modern furnishings

تجهیزات مدرن

home furnishings

وسایل منزل

office furnishings

تجهیزات اداری

luxury furnishings

تجهیزات لوکس

outdoor furnishings

تجهیزات فضای باز

vintage furnishings

تجهیزات قدیمی

custom furnishings

تجهیزات سفارشی

eco-friendly furnishings

تجهیزات سازگار با محیط زیست

minimalist furnishings

تجهیزات مینیمالیستی

affordable furnishings

تجهیزات مقرون به صرفه

جملات نمونه

the new office furnishings create a modern atmosphere.

وسایل جدید دفتر، فضایی مدرن ایجاد می‌کنند.

she chose elegant furnishings for her living room.

او وسایل شیک برای اتاق نشیمن خود انتخاب کرد.

furnishings can greatly affect the mood of a space.

وسایل می‌توانند تأثیر زیادی بر حال و هوای یک فضا داشته باشند.

they decided to update their home furnishings this year.

آنها تصمیم گرفتند امسال وسایل منزل خود را به‌روزرسانی کنند.

quality furnishings are essential for a comfortable home.

وسایل باکیفیت برای داشتن یک خانه راحت ضروری هستند.

the hotel is known for its luxurious furnishings.

این هتل به خاطر وسایل لوکسش معروف است.

she picked out the furnishings for her new apartment.

او وسایل آپارتمان جدیدش را انتخاب کرد.

furnishings should match the overall design of the room.

وسایل باید با طراحی کلی اتاق مطابقت داشته باشند.

they spent a lot on high-end furnishings for their office.

آنها برای وسایل لوکس دفترشان هزینه زیادی کردند.

choosing the right furnishings can enhance your living experience.

انتخاب وسایل مناسب می‌تواند تجربه زندگی شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید