gaffes

[ایالات متحده]/ɡæfs/
[بریتانیا]/ɡæfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عمل یا گفته ناخواسته که موجب خجالت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

social gaffes

غفلت‌های اجتماعی

political gaffes

غفلت‌های سیاسی

public gaffes

غفلت‌های عمومی

media gaffes

غفلت‌های رسانه‌ای

verbal gaffes

غفلت‌های کلامی

major gaffes

غفلت‌های بزرگ

frequent gaffes

غفلت‌های مکرر

embarrassing gaffes

غفلت‌های شرم‌آور

common gaffes

غفلت‌های رایج

notable gaffes

غفلت‌های قابل توجه

جملات نمونه

his gaffes during the interview cost him the job.

اشتباهات او در طول مصاحبه باعث از دست دادن شغلش شد.

she laughed off her gaffes at the party.

او اشتباهات خود را در مهمانی نادیده گرفت.

politicians often make gaffes that go viral.

سیاستمداران اغلب اشتباهاتی مرتکب می شوند که به سرعت در فضای مجازی پخش می شوند.

his gaffes were the talk of the town.

اشتباهات او نقل و انتقال شهر بود.

she made several gaffes during her speech.

او در طول سخنرانی خود چندین اشتباه مرتکب شد.

gaffes can sometimes lead to unexpected opportunities.

گاهی اوقات اشتباهات می تواند منجر به فرصت های غیرمنتظره شود.

the comedian's gaffes were part of his charm.

اشتباهات کمدین بخشی از جذابیت او بود.

he apologized for his gaffes at the press conference.

او برای اشتباهات خود در کنفرانس مطبوعاتی عذرخواهی کرد.

her gaffes during the presentation were embarrassing.

اشتباهات او در طول ارائه خجاوتموز بود.

learning from your gaffes is important for growth.

یادگیری از اشتباهات خود برای رشد مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید