gai

[ایالات متحده]/ɡeɪ/
[بریتانیا]/ɡeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. گیلیس اسوشیتد اینداستریز؛ گلوبال اتوموبیل صنعت؛ گرافیک اداپتور اینترفیس

جملات نمونه

the beggar sat on the corner asking for coins.

خواлиان در گوشه‌ای نشسته و از مردم پول می‌خواست.

a group of beggars gathered near the market.

گروهی از خواлиان در نزدیکی بازار جمع شده بودند.

the beggar wore old ragged clothes.

خوالان لباس‌های قدیمی و پارچه‌ای را پوشیده بود.

many beggars live on the streets of the city.

بسیاری از خوالان در خیابان‌های شهر زندگی می‌کنند.

the kind woman gave food to the beggar.

زن لطف‌مند غذایی به خوالان داد.

every day, the beggar returns to the same spot.

هر روز خوالان به همان جایی بازگشت.

the police chased the beggars away from the square.

پلیس خوالان را از میدان دویدن داد.

some beggars have been living on the streets for years.

برخی از خوالان به مدت سال‌ها در خیابان‌ها زندگی می‌کنند.

the beggar thanked her for the generous donation.

خوالان به خاطر هدیه‌ای که از او گرفته شد، سپاس گفت.

tourists often give money to beggars near the cathedral.

گردشگران اغلب پول به خوالان در نزدیکی کلیسای می‌دهند.

the beggar held out his hand hoping for help.

خوالان دست خود را به سوی بالا گذاشته و امیدوار بود که کمکی دریافت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید