ambled

[ایالات متحده]/ˈæmbld/
[بریتانیا]/ˈæmbləd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با سرعتی آرام و راحت قدم زد
n. یک پیاده‌روی آرام و راحت؛ نام یک شخص (Amble)

جملات نمونه

she ambled down the street, enjoying the warm sunshine.

او در حالی که از آفتاب گرم لذت می‌برد، در خیابان قدم می‌زد.

he ambled over to the table and sat down.

او به سمت میز رفت و نشست.

the old dog ambled slowly towards the park.

سگ پیر به آرامی به سمت پارک قدم زد.

they ambled along the beach, hand in hand.

آنها در حالی که دست در دست هم بودند، در امتداد ساحل قدم زدند.

the children ambled happily through the playground.

کودکان با خوشحالی از میان زمین بازی عبور کردند.

he ambled into the room, looking tired and weary.

او با چهره‌ای خسته و بی‌حالی وارد اتاق شد.

the couple ambled through the forest, enjoying the peace and quiet.

زوج عاشقانه در جنگل قدم زدند و از آرامش و سکوت لذت بردند.

she ambled to the window and looked out at the rain.

او به پنجره رفت و به باران نگاه کرد.

the horses ambled gracefully through the field.

اسب‌ها با وقار و ظرافت در میان مزاعیل قدم زدند.

he ambled over to greet his friend, a smile on his face.

او برای خوشامدگویی به دوستش رفت، لبخندی روی صورتش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید