raced ahead
دویدن به جلو
raced past
از کنار دویدن
raced against
علیه دویدن
raced through
از میان دویدن
raced by
کنار دویدن
raced down
به سمت پایین دویدن
raced off
به سرعت دور شدن
the athlete raced to the finish line, determined to win.
ورزشکار به سمت خط پایان دوید، مصمم به برنده شدن.
we raced against the clock to complete the project on time.
ما با ساعت مسابقه دادیم تا پروژه را به موقع به پایان برسانیم.
my heart raced when i saw the spider.
قلبم وقتی عنکبوت را دیدم، تند شد.
the cars raced around the track at incredible speeds.
ماشینها با سرعتهای باورنکردنی در پیست مسابقه دادند.
he raced his bike to work every morning.
او هر روز صبح با دوچرخه خود به سر کار مسابقه میداد.
the children raced each other to the top of the hill.
کودکان برای رسیدن به بالای تپه با یکدیگر مسابقه دادند.
she raced through the report, looking for errors.
او گزارش را سریع مرور کرد و به دنبال اشتباهات بود.
the blood raced through his veins after the workout.
بعد از تمرین، خون در رگهایش به جریان افتاد.
they raced to catch the departing train.
آنها برای گرفتن قطار در حال عزیمت مسابقه دادند.
the company raced to develop the new technology.
شرکت برای توسعه فناوری جدید مسابقه داد.
he raced his friend to the coffee shop.
او با دوستش برای رفتن به کافه مسابقه داد.
raced ahead
دویدن به جلو
raced past
از کنار دویدن
raced against
علیه دویدن
raced through
از میان دویدن
raced by
کنار دویدن
raced down
به سمت پایین دویدن
raced off
به سرعت دور شدن
the athlete raced to the finish line, determined to win.
ورزشکار به سمت خط پایان دوید، مصمم به برنده شدن.
we raced against the clock to complete the project on time.
ما با ساعت مسابقه دادیم تا پروژه را به موقع به پایان برسانیم.
my heart raced when i saw the spider.
قلبم وقتی عنکبوت را دیدم، تند شد.
the cars raced around the track at incredible speeds.
ماشینها با سرعتهای باورنکردنی در پیست مسابقه دادند.
he raced his bike to work every morning.
او هر روز صبح با دوچرخه خود به سر کار مسابقه میداد.
the children raced each other to the top of the hill.
کودکان برای رسیدن به بالای تپه با یکدیگر مسابقه دادند.
she raced through the report, looking for errors.
او گزارش را سریع مرور کرد و به دنبال اشتباهات بود.
the blood raced through his veins after the workout.
بعد از تمرین، خون در رگهایش به جریان افتاد.
they raced to catch the departing train.
آنها برای گرفتن قطار در حال عزیمت مسابقه دادند.
the company raced to develop the new technology.
شرکت برای توسعه فناوری جدید مسابقه داد.
he raced his friend to the coffee shop.
او با دوستش برای رفتن به کافه مسابقه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید