gaudily

[ایالات متحده]/'gɔ:dili/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای نمایش‌دار و بی‌سلیقه

عبارات و ترکیب‌ها

dressed gaudily

آراسته به شکل زشت و گوش‌نواز

gaudily decorated

به شکل زشت و گوش‌نواز تزئین شده

gaudily colored

به رنگ‌های زشت و گوش‌نواز

gaudily patterned

دارای طرح‌های زشت و گوش‌نواز

جملات نمونه

She dressed gaudily for the costume party.

او برای مهمانی لباس به طرز اغراق‌آمیزی پوشیده بود.

The room was decorated gaudily with bright colors.

اتاق با رنگ‌های روشن به طرز اغراق‌آمیزی تزئین شده بود.

He always wears gaudily patterned ties to work.

او همیشه با کراوات‌های با طرح اغراق‌آمیز به سر کار می‌رود.

The restaurant was gaudily lit with neon signs.

رستوران با تابلوهای نئون به طرز اغراق‌آمیزی روشن شده بود.

The website was designed gaudily with flashy animations.

وب سایت با انیمیشن‌های چشمک‌زن به طرز اغراق‌آمیزی طراحی شده بود.

The gaudily decorated cake was the centerpiece of the party.

کیک تزئین شده به طرز اغراق‌آمیزی مرکز توجه مهمانی بود.

She painted her nails gaudily with glittery polish.

او با لاک براق ناخن‌های خود را به طرز اغراق‌آمیزی رنگ کرد.

The gaudily dressed performers entertained the crowd with their energetic dance routines.

هنرمندان با لباس‌های اغراق‌آمیز، جمعیت را با رقص‌های پرانرژی خود سرگرم کردند.

The gaudily wrapped gift stood out among the others at the party.

هدیه پیچیده شده به طرز اغراق‌آمیزی در میان سایر هدیه‌ها در مهمانی جلوه می‌کرد.

The gaudily painted carnival rides attracted children with their bright colors.

قطارهای کارناوال با رنگ‌های روشن و نقاشی اغراق‌آمیز، کودکان را جذب می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید