gelatinous

[ایالات متحده]/dʒəˈlætɪnəs/
[بریتانیا]/dʒəˈlætɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای قوام شبیه ژله؛ مربوط به یا مشابه ژلاتین

عبارات و ترکیب‌ها

gelatinous substance

ماده ژلاتینی

gelatinous mass

توده ژلاتینی

gelatinous texture

بافت ژلاتینی

gelatinous layer

لایه ژلاتینی

gelatinous material

مواد ژلاتینی

gelatinous form

فرم ژلاتینی

gelatinous fluid

سیال ژلاتینی

gelatinous consistency

درجة ژلاتینی

gelatinous blob

گل ژلاتینی

gelatinous organism

ارگانیسم ژلاتینی

جملات نمونه

the dessert had a gelatinous texture that was quite unusual.

دسر دارای بافتی ژلاتینی بود که کاملاً غیرمعمول بود.

she enjoyed the gelatinous consistency of the seaweed salad.

او از بافت ژلاتینی سالاد جلبک دریایی لذت برد.

many fish produce gelatinous substances to protect their eggs.

بسیاری از ماهی ها مواد ژلاتینی تولید می کنند تا از تخم های خود محافظت کنند.

the soup developed a gelatinous layer on top after cooling.

بعد از خنک شدن، سوپ یک لایه ژلاتینی روی سطح خود ایجاد کرد.

gelatinous creatures like jellyfish drift through the ocean.

موجودات ژلاتینی مانند عروس دریایی در اقیانوس شناور هستند.

he found the gelatinous mass intriguing yet unappetizing.

او توده ژلاتینی را جذاب اما غیر قابل خوردن یافت.

the recipe calls for a gelatinous broth to enhance the flavor.

دستور العمل برای افزایش طعم، نیاز به آبگوشت ژلاتینی دارد.

some desserts are made with gelatinous ingredients for a unique mouthfeel.

برخی از دسرها با مواد تشکیل دهنده ژلاتینی برای ایجاد یک حس دهانی منحصر به فرد تهیه می شوند.

the scientist studied the gelatinous substance under a microscope.

دانشمند ماده ژلاتینی را با استفاده از میکروسکوپ مطالعه کرد.

after boiling, the meat became gelatinous and tender.

بعد از جوشاندن، گوشت ژلاتینی و لطیف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید