gender-specific

[ایالات متحده]/[ˈdʒendə spəˈsɪfɪk]/
[بریتانیا]/[ˈdʒendər spəˈsɪfɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا تأثیرگذار بر یک جنسیت؛ طراحی شده یا سفارشی‌سازی شده برای یک جنسیت خاص؛ مربوط به تفاوت‌های بین جنسیت‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

gender-specific roles

نقش‌های جنسیتی

gender-specific language

زبان جنسیتی

gender-specific marketing

تبلیغات جنسیتی

gender-specific products

محصولات جنسیتی

analyzing gender-specific

تحلیل جنسیتی

gender-specific needs

نیازهای جنسیتی

addressing gender-specific

پرداختن به جنبه‌های جنسیتی

gender-specific design

طراحی جنسیتی

creating gender-specific

ایجاد جنبه‌های جنسیتی

gender-specific data

داده‌های جنسیتی

جملات نمونه

the marketing campaign used gender-specific language to appeal to each demographic.

کمپین بازاریابی از زبان ویژه جنسیتی برای جذب هر گروه دموگرافیک استفاده کرد.

gender-specific toys often reinforce outdated stereotypes about boys and girls.

لوازم بازی‌های ویژه جنسیتی اغلب نمونه‌های قدیمی و نادرستی در مورد پسران و دختران را تقویت می‌کنند.

the study examined gender-specific differences in career aspirations among young adults.

این مطالعه تفاوت‌های ویژه جنسیتی در امیدهای شغلی بین جوانان را بررسی کرد.

gender-specific healthcare needs require tailored approaches and specialized services.

نیازهای بهداشتی ویژه جنسیتی نیاز به رویکردهای سفارشی و خدمات ویژه دارند.

the survey included questions about gender-specific experiences of workplace harassment.

این پرسش‌نامه سوالاتی درباره تجربیات ویژه جنسیتی در مورد فحش در محیط کار را شامل می‌شد.

gender-specific risk factors for cardiovascular disease should be considered in prevention programs.

عوامل خطر ویژه جنسیتی برای بیماری‌های قلبی-عروقی باید در برنامه‌های پیشگیری در نظر گرفته شوند.

the company developed gender-specific product lines to cater to diverse customer preferences.

شرکت خطوط محصولات ویژه جنسیتی را توسعه داد تا به تفاوت‌های ترجیحات مشتریان پاسخ دهد.

gender-specific data analysis revealed disparities in educational attainment across different groups.

تحلیل داده‌های ویژه جنسیتی ناچاری‌هایی در دستیابی به آموزش در میان گروه‌های مختلف را نشان داد.

the legal system must address gender-specific forms of discrimination and violence.

سیستم حقوقی باید به شکل‌های ویژه جنسیتی از نژادپرستی و خشونت پرداخت.

gender-specific training programs can help employees understand and address unconscious biases.

برنامه‌های آموزشی ویژه جنسیتی می‌توانند به کارمندان کمک کنند تا با تمایلات ناخودآگاه خود آشنا شوند و آن‌ها را برطرف کنند.

the report highlighted gender-specific challenges faced by women in leadership roles.

این گزارش چالش‌های ویژه جنسیتی را که زنان در مقام‌های رهبری مواجه می‌شوند، به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید