get-together

[ایالات متحده]/ˈɡetˌtəˌɡeðə/
[بریتانیا]/ˈɡetˌtəˌɡeðɚ/

ترجمه

n. یک گردهم آمدن یا جلسه اجتماعی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

get-togethers

هم‌نشینی‌ها

had a get-together

یک هم‌نشینی داشت

planning a get-together

برنامه‌ریزی برای یک هم‌نشینی

weekend get-together

هم‌نشینی آخر هفته

casual get-together

هم‌نشینی غیررسمی

small get-together

هم‌نشینی کوچک

get-together time

زمان هم‌نشینی

after get-together

بعد از هم‌نشینی

host a get-together

میزبانی یک هم‌نشینی

جملات نمونه

we're planning a small get-together at my place next weekend.

ما قصد داریم آخر هفته آینده یک دورهمی کوچک در خانه من برگزار کنیم.

let's have a casual get-together to celebrate her promotion.

بیایید یک دورهمی غیررسمی برای جشن گرفتن ارتقای او داشته باشیم.

the annual office get-together is scheduled for december 15th.

دورهمی سالانه دفتر برای ۱۵ دسامبر برنامه ریزی شده است.

it was a lovely get-together with old friends from college.

یک دورهمی دلنشین با دوستان قدیمی دبیرستان بود.

we had a fun get-together around the campfire last night.

دیشب دور آتش کمپ یک دورهمی سرگرم کننده داشتیم.

the neighborhood is hosting a holiday get-together next month.

محله ماه آینده میزبان یک دورهمی تعطیلات است.

it's a great opportunity to get-together and catch up with everyone.

این فرصت خوبی است تا دور هم جمع شوید و با همه در ارتباط باشید.

we're organizing a virtual get-together due to the pandemic.

ما به دلیل همه‌گیری یک دورهمی مجازی در حال سازماندهی هستیم.

the team decided to have a post-project get-together.

تیم تصمیم گرفت یک دورهمی پس از پروژه داشته باشد.

a weekend get-together at the beach sounds wonderful.

یک دورهمی آخر هفته در ساحل عالی به نظر می رسد.

we're hoping for a large get-together for the anniversary.

امیدواریم برای سالگردی یک دورهمی بزرگ داشته باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید