glamorized lifestyle
سبک زندگی اغراقآمیز
glamorized image
تصویری اغراقآمیز
glamorized version
نسخهی اغراقآمیز
glamorized reality
واقعیت اغراقآمیز
glamorized portrayal
نمایش اغراقآمیز
glamorized culture
فرهنگ اغراقآمیز
glamorized fashion
مد اغراقآمیز
glamorized narrative
داستان اغراقآمیز
glamorized fantasy
فانتزی اغراقآمیز
many movies glamorized the life of celebrities.
بسیاری از فیلمها زندگی مشاهیر را بیش از حد جذاب جلوه میدادند.
social media often glamorizes a perfect lifestyle.
شبکههای اجتماعی اغلب یک سبک زندگی بینقص را بیش از حد جذاب نشان میدهند.
the fashion industry glamorizes unrealistic beauty standards.
صنعت مد استانداردهای زیبایی غیرواقعی را بیش از حد جذاب جلوه میدهد.
some documentaries glamorize violence for entertainment.
برخی از مستندها خشونت را برای سرگرمی بیش از حد جذاب نشان میدهند.
she felt that the ad glamorized unhealthy eating habits.
او احساس کرد که آن تبلیغ عادتهای غذایی ناسالم را بیش از حد جذاب نشان میدهد.
the book glamorizes the struggles of the main character.
کتاب مبارزات شخصیت اصلی را بیش از حد جذاب نشان میدهد.
they glamorized the dangers of extreme sports.
آنها خطرات ورزشهای خطرناک را بیش از حد جذاب نشان دادند.
reality tv often glamorizes drama and conflict.
برنامههای تلویزیونی واقعیت اغلب درام و مناقشه را بیش از حد جذاب نشان میدهند.
he believed that the media glamorized crime.
او معتقد بود که رسانهها جرم و جنایت را بیش از حد جذاب نشان میدهند.
advertising glamorizes products to attract consumers.
تبلیغات برای جذب مصرفکنندگان، محصولات را بیش از حد جذاب نشان میدهد.
glamorized lifestyle
سبک زندگی اغراقآمیز
glamorized image
تصویری اغراقآمیز
glamorized version
نسخهی اغراقآمیز
glamorized reality
واقعیت اغراقآمیز
glamorized portrayal
نمایش اغراقآمیز
glamorized culture
فرهنگ اغراقآمیز
glamorized fashion
مد اغراقآمیز
glamorized narrative
داستان اغراقآمیز
glamorized fantasy
فانتزی اغراقآمیز
many movies glamorized the life of celebrities.
بسیاری از فیلمها زندگی مشاهیر را بیش از حد جذاب جلوه میدادند.
social media often glamorizes a perfect lifestyle.
شبکههای اجتماعی اغلب یک سبک زندگی بینقص را بیش از حد جذاب نشان میدهند.
the fashion industry glamorizes unrealistic beauty standards.
صنعت مد استانداردهای زیبایی غیرواقعی را بیش از حد جذاب جلوه میدهد.
some documentaries glamorize violence for entertainment.
برخی از مستندها خشونت را برای سرگرمی بیش از حد جذاب نشان میدهند.
she felt that the ad glamorized unhealthy eating habits.
او احساس کرد که آن تبلیغ عادتهای غذایی ناسالم را بیش از حد جذاب نشان میدهد.
the book glamorizes the struggles of the main character.
کتاب مبارزات شخصیت اصلی را بیش از حد جذاب نشان میدهد.
they glamorized the dangers of extreme sports.
آنها خطرات ورزشهای خطرناک را بیش از حد جذاب نشان دادند.
reality tv often glamorizes drama and conflict.
برنامههای تلویزیونی واقعیت اغلب درام و مناقشه را بیش از حد جذاب نشان میدهند.
he believed that the media glamorized crime.
او معتقد بود که رسانهها جرم و جنایت را بیش از حد جذاب نشان میدهند.
advertising glamorizes products to attract consumers.
تبلیغات برای جذب مصرفکنندگان، محصولات را بیش از حد جذاب نشان میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید