glares

[ایالات متحده]/ɡleəz/
[بریتانیا]/ɡlɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز خشمگین یا وحشیانه‌ای خیره شدن; به طور قوی و خشن نور افشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

sun glares

تابش خورشید

bright glares

تابش های روشن

harsh glares

تابش های تند

cold glares

تابش های سرد

angry glares

تابش های خشمگین

intense glares

تابش های شدید

disapproving glares

نگاه های سرزنش آمیز

piercing glares

نگاه های نافذ

quick glares

نگاه های سریع

distracted glares

نگاه های حواس پرت

جملات نمونه

she glares at him when he makes a mistake.

او با دیدن اشتباهش به او خیره می‌شود.

the teacher glares at the students for talking during the lesson.

معلم به خاطر صحبت کردن در طول کلاس به دانش آموزان خیره می‌شود.

he glares at the screen, frustrated by the slow internet.

او با ناامیدی به صفحه خیره شد، به دلیل اینترنت کند.

the dog glares at the stranger approaching its territory.

سگ با دیدن غریبه‌ای که به قلمرو او نزدیک می‌شود، به او خیره می‌شود.

she glares at the clock, worried she will be late.

او با نگرانی به ساعت خیره شد، نگران این بود که دیر برسد.

he glares at the traffic, annoyed by the long wait.

او با ناراحتی به ترافیک خیره شد، به دلیل انتظار طولانی.

the manager glares at the employee for missing the deadline.

مدیر به دلیل از دست دادن مهلت مقرر به کارمند خیره شد.

she glares at her reflection in the mirror, unhappy with her appearance.

او با ناراحتی به بازتاب خود در آینه خیره شد، از ظاهر خود راضی نبود.

the audience glares at the performer after a poor show.

تماشاگران پس از یک اجرا ضعیف به اجرا کننده خیره شدند.

he glares at his phone, waiting for a reply.

او با انتظار برای دریافت پاسخ به تلفن خود خیره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید