glimmer

[ایالات متحده]/ˈɡlɪmə(r)/
[بریتانیا]/ˈɡlɪmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نور ضعیف یا لرزان؛ درخشش؛ مقدار کم

vi. به طور ضعیف یا لرزان درخشیدن
Word Forms
جمعglimmers
صفت یا فعل حال استمراریglimmering
شکل سوم شخص مفردglimmers
زمان گذشتهglimmered
قسمت سوم فعلglimmered

عبارات و ترکیب‌ها

glimmer of light

درخشش نور

glimmer of understanding

درخشش درک

glimmer of intelligence

درخشش هوش

جملات نمونه

a glimmer of understanding.

یک لحظه درک

a glimmer of intelligence

یک لحظه هوش

there is one glimmer of hope for Becky.

یک بارقه‌ی امید برای بیکی وجود دارد.

Hope still glimmered in our minds.

امید هنوز هم در ذهن ما می‌درخشید.

A faint light glimmered at the end of the corridor.

یک نور ملایم در انتهای راهرو می‌درخشید.

A glimmer of amusement showed in her eyes.

یک بارقه‌ی تفریح ​​در چشمانش نمایان شد.

I looked at her and felt a glimmer of hope.

به او نگاه کردم و احساس کردم یک بارقه‌ی امید وجود دارد.

In the east we could see the first faint glimmer of dawn.

در شرق، ما می‌توانستیم اولین بارقه صبح را ببینیم.

Mouse's clicking a square space of move the square space,same pattern can connect a glimmer of countercheck virus.

ماوس روی یک فضای مربع کلیک می‌کند، حرکت فضای مربع، الگوی یکسان می‌تواند یک بارقه بررسی ضد ویروس را متصل کند.

At zero intensity, the last glimmer of the light vanishes into the atoms, and the polariton comes to a dead stop.

در شدت صفر، آخرین بارقه نور به اتم‌ها محو می‌شود و پلاریتون به یک توقف کامل می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید