glowering

[ایالات متحده]/ˈɡlaʊərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡlaʊərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با عصبانیت خیره شدن یا اخم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

glowering look

نگاه عصبانی

glowering expression

حالت چهره عصبانی

glowering eyes

چشمان خشمگین

glowering glare

نگاه خیره عصبانی

glowering face

چهره عصبانی

glowering stare

نگاه سنگین

glowering presence

حضور عصبانی

glowering silence

سکوت عصبانی

glowering mood

حالت روحی عصبانی

glowering figure

شخصیت عصبانی

جملات نمونه

she was glowering at him from across the room.

او از آن طرف اتاق با اخم به او خیره شده بود.

the teacher caught him glowering at his classmates.

معلم او را در حال اخم کردن به همکلاسی‌هایش دید.

he couldn't help glowering when he heard the unfair comments.

وقتی نظرات ناعادلانه را شنید، نتوانست جلوی اخم کردن خود را بگیرد.

her glowering expression made everyone uncomfortable.

حالت اخم صورت او باعث ناراحتی همه شد.

the dog was glowering at the stranger approaching its territory.

سگ با اخم به غریبه ای که به قلمرو او نزدیک می شد خیره شده بود.

he sat in the corner, glowering at the world.

او در گوشه ای نشست و با اخم به دنیا خیره شد.

she walked in, glowering at everyone in the meeting.

او وارد شد و با اخم به همه در جلسه خیره شد.

the villain was glowering at the hero in the final scene.

قهرمان داستان در صحنه پایانی با اخم به قهرمان خیره شده بود.

he couldn't resist glowering when he saw the mistake.

وقتی اشتباه را دید نتوانست جلوی اخم کردن خود را بگیرد.

her glowering gaze silenced the noisy crowd.

نگاه اخمویش جمعیت پر سر و صدا را ساکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید