goaders are helpful
افراد تشویقکننده مفید هستند
become a goader
به یک تشویقکننده تبدیل شوید
goaders in action
افراد تشویقکننده در عمل
goaders provoke change
افراد تشویقکننده تغییر را تحریک میکنند
goaders create tension
افراد تشویقکننده تنش ایجاد میکنند
goaders can inspire
افراد تشویقکننده میتوانند الهام بخش باشند
goaders drive action
افراد تشویقکننده عمل را هدایت میکنند
goaders spark debate
افراد تشویقکننده بحث را آغاز میکنند
goaders challenge norms
افراد تشویقکننده هنجارها را به چالش میکشند
goaders influence decisions
افراد تشویقکننده بر تصمیمات تأثیر میگذارند
the goader pushed the horse to run faster.
تشويشگر اسب را به دویدن سریعتر تشویق کرد.
the coach acted as a goader for the team.
مربی نقش یک تشویشگر را برای تیم ایفا کرد.
she was a goader, encouraging her friends to take risks.
او یک تشویشگر بود و دوستانش را به گرفتن ریسک تشویق میکرد.
his role as a goader helped the group achieve their goals.
نقش او به عنوان یک تشویشگر به گروه کمک کرد تا به اهداف خود برسند.
the goader's words inspired the athletes to perform better.
کلمات تشویشگر الهامبخش ورزشکاران برای عملکرد بهتر بودند.
being a goader, he always motivated his colleagues.
به عنوان یک تشویشگر، او همیشه همکاران خود را با انگیزه نگه میداشت.
the goader encouraged the students to participate in the competition.
تشویشگر از دانشآموزان خواست در مسابقه شرکت کنند.
as a goader, she pushed her team to exceed their limits.
به عنوان یک تشویشگر، او تیم خود را به فراتر رفتن از محدودیتهایشان تشویق کرد.
the goader's enthusiasm was contagious among the crowd.
اشتیاق تشویشگر در میان جمعیت مسری بود.
he played the role of a goader during the training session.
او در طول جلسه تمرین نقش یک تشویشگر را ایفا کرد.
goaders are helpful
افراد تشویقکننده مفید هستند
become a goader
به یک تشویقکننده تبدیل شوید
goaders in action
افراد تشویقکننده در عمل
goaders provoke change
افراد تشویقکننده تغییر را تحریک میکنند
goaders create tension
افراد تشویقکننده تنش ایجاد میکنند
goaders can inspire
افراد تشویقکننده میتوانند الهام بخش باشند
goaders drive action
افراد تشویقکننده عمل را هدایت میکنند
goaders spark debate
افراد تشویقکننده بحث را آغاز میکنند
goaders challenge norms
افراد تشویقکننده هنجارها را به چالش میکشند
goaders influence decisions
افراد تشویقکننده بر تصمیمات تأثیر میگذارند
the goader pushed the horse to run faster.
تشويشگر اسب را به دویدن سریعتر تشویق کرد.
the coach acted as a goader for the team.
مربی نقش یک تشویشگر را برای تیم ایفا کرد.
she was a goader, encouraging her friends to take risks.
او یک تشویشگر بود و دوستانش را به گرفتن ریسک تشویق میکرد.
his role as a goader helped the group achieve their goals.
نقش او به عنوان یک تشویشگر به گروه کمک کرد تا به اهداف خود برسند.
the goader's words inspired the athletes to perform better.
کلمات تشویشگر الهامبخش ورزشکاران برای عملکرد بهتر بودند.
being a goader, he always motivated his colleagues.
به عنوان یک تشویشگر، او همیشه همکاران خود را با انگیزه نگه میداشت.
the goader encouraged the students to participate in the competition.
تشویشگر از دانشآموزان خواست در مسابقه شرکت کنند.
as a goader, she pushed her team to exceed their limits.
به عنوان یک تشویشگر، او تیم خود را به فراتر رفتن از محدودیتهایشان تشویق کرد.
the goader's enthusiasm was contagious among the crowd.
اشتیاق تشویشگر در میان جمعیت مسری بود.
he played the role of a goader during the training session.
او در طول جلسه تمرین نقش یک تشویشگر را ایفا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید