green-eyed monster
پرندگان چشمان سبز
green-eyed gaze
نگاه چشمان سبز
green-eyed envy
تاسو چشمان سبز
green-eyed look
نگاه چشمان سبز
green-eyed creature
موجود چشمان سبز
green-eyed woman
زن چشمان سبز
green-eyed man
مرد چشمان سبز
green-eyed child
کودک چشمان سبز
green-eyed shadow
سایه چشمان سبز
she gave him a green-eyed glance as he accepted the award.
او با یک نگاهی با چشمان سبز به او نگاه کرد وقتی جایزه را پذیرفته بود.
the green-eyed monster of jealousy consumed him after the promotion.
پس از ارتقاء، حیوان سبز چشمانی حسادت او را مصرف کرد.
don't let green-eyed envy ruin your friendship with her.
از حسادت چشمان سبز نگذارید دوستی شما با او را خراب کند.
he was green-eyed about his colleague's new car.
او در مورد ماشین جدید همکارش چشمان سبز داشت.
the green-eyed gaze followed her every move.
نگاه چشمان سبز او هر حرکت او را دنبال می کرد.
avoid being green-eyed over someone else's success.
از این که به موفقیت دیگران چشمان سبز داشته باشید پرهیز کنید.
green-eyed resentment simmered beneath his polite smile.
نفرت چشمان سبز زیر لبخند شیمایی او در حال جوشیدن بود.
she warned him not to show green-eyed feelings.
او به او هشدار داد تا احساسات چشمان سبز را نشان ندهد.
the green-eyed look in her eyes was unmistakable.
نگاه چشمان سبز در چشمان او غیر قابل اشتباه بود.
he struggled to hide his green-eyed reaction to the news.
او سعی می کرد واکنش چشمان سبز خود را به این خبر پنهان کند.
don't be green-eyed; celebrate their achievements instead.
چشمان سبز نباشید، به جای آن موفقیتهای آنها را جشن بگیرید.
green-eyed monster
پرندگان چشمان سبز
green-eyed gaze
نگاه چشمان سبز
green-eyed envy
تاسو چشمان سبز
green-eyed look
نگاه چشمان سبز
green-eyed creature
موجود چشمان سبز
green-eyed woman
زن چشمان سبز
green-eyed man
مرد چشمان سبز
green-eyed child
کودک چشمان سبز
green-eyed shadow
سایه چشمان سبز
she gave him a green-eyed glance as he accepted the award.
او با یک نگاهی با چشمان سبز به او نگاه کرد وقتی جایزه را پذیرفته بود.
the green-eyed monster of jealousy consumed him after the promotion.
پس از ارتقاء، حیوان سبز چشمانی حسادت او را مصرف کرد.
don't let green-eyed envy ruin your friendship with her.
از حسادت چشمان سبز نگذارید دوستی شما با او را خراب کند.
he was green-eyed about his colleague's new car.
او در مورد ماشین جدید همکارش چشمان سبز داشت.
the green-eyed gaze followed her every move.
نگاه چشمان سبز او هر حرکت او را دنبال می کرد.
avoid being green-eyed over someone else's success.
از این که به موفقیت دیگران چشمان سبز داشته باشید پرهیز کنید.
green-eyed resentment simmered beneath his polite smile.
نفرت چشمان سبز زیر لبخند شیمایی او در حال جوشیدن بود.
she warned him not to show green-eyed feelings.
او به او هشدار داد تا احساسات چشمان سبز را نشان ندهد.
the green-eyed look in her eyes was unmistakable.
نگاه چشمان سبز در چشمان او غیر قابل اشتباه بود.
he struggled to hide his green-eyed reaction to the news.
او سعی می کرد واکنش چشمان سبز خود را به این خبر پنهان کند.
don't be green-eyed; celebrate their achievements instead.
چشمان سبز نباشید، به جای آن موفقیتهای آنها را جشن بگیرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید