greenhorn

[ایالات متحده]/ˈɡriːnhɔːn/
[بریتانیا]/ˈɡriːnhɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که تجربه کمی دارد؛ شخصی ساده یا زودباور
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

greenhorn mistake

اشتباه یک تازه‌کار

greenhorn player

بازیکن تازه‌کار

greenhorn chef

سرآشپز تازه‌کار

greenhorn writer

نویسنده تازه‌کار

greenhorn investor

سرمایه‌گذار تازه‌کار

greenhorn employee

کارمند تازه‌کار

greenhorn artist

هنرمند تازه‌کار

greenhorn programmer

برنامه‌نویس تازه‌کار

greenhorn negotiator

چانه زن تازه‌کار

greenhorn traveler

گردشگر تازه‌کار

جملات نمونه

the new employee is just a greenhorn in the company.

کارمند جدید فقط یک تازه‌کار در شرکت است.

as a greenhorn, he made several mistakes during the presentation.

به عنوان یک تازه‌کار، او اشتباهات زیادی در طول ارائه مرتکب شد.

don't worry, every expert was once a greenhorn.

نگران نباشید، هر متخصص زمانی یک تازه‌کار بوده است.

the greenhorn struggled to keep up with the experienced team.

تازه‌کار برای هماهنگی با تیم باتجربه تلاش کرد.

she felt like a greenhorn in the advanced class.

او احساس می‌کرد در کلاس پیشرفته یک تازه‌کار است.

training a greenhorn requires patience and guidance.

آموزش یک تازه‌کار نیاز به صبر و راهنمایی دارد.

being a greenhorn can be intimidating at first.

در ابتدا، بودن یک تازه‌کار می‌تواند ترسناک باشد.

the greenhorn's enthusiasm was refreshing for the team.

اشتیاق تازه‌کار برای تیم نویدبخش بود.

he learned quickly, proving he wasn't just a greenhorn.

او به سرعت یاد گرفت و ثابت کرد که فقط یک تازه‌کار نیست.

every greenhorn has the potential to become an expert.

هر تازه‌کاری این پتانسیل را دارد که به یک متخصص تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید