grieves deeply
عمیقاً متاسف است
grieves silently
به طور پنهانی متاسف است
grieves openly
به طور آشکارا متاسف است
grieves profoundly
به طور عمیقی متاسف است
grieves heavily
به شدت متاسف است
grieves for loss
به خاطر از دست دادن متاسف است
grieves with friends
با دوستان متاسف است
grieves for you
برای شما متاسف است
grieves in solitude
در تنهایی متاسف است
grieves for others
برای دیگران متاسف است
she grieves for her lost pet.
او برای حیوان خانگی از دست رفتهاش غمگین است.
he grieves deeply after the tragedy.
او پس از تراژدی عمیقاً غمگین است.
the community grieves together for the victims.
جامعه برای قربانیان با هم غمگین است.
she often grieves in silence.
او اغلب در سکوت غمگین است.
they grieve the loss of their friend.
آنها فقدان دوست خود را غمگین هستند.
he grieves over missed opportunities.
او بر فرصتهای از دست رفته غمگین است.
time helps her to grieve and heal.
زمان به او کمک میکند تا غمگین و التیام یابد.
she grieves for the life that could have been.
او برای زندگی که میتوانست باشد غمگین است.
he grieves openly, sharing his feelings.
او به طور آشکارا غمگین است و احساسات خود را به اشتراک میگذارد.
the family grieves the passing of their matriarch.
خانواده با مرگ مادر بزرگ خود غمگین است.
grieves deeply
عمیقاً متاسف است
grieves silently
به طور پنهانی متاسف است
grieves openly
به طور آشکارا متاسف است
grieves profoundly
به طور عمیقی متاسف است
grieves heavily
به شدت متاسف است
grieves for loss
به خاطر از دست دادن متاسف است
grieves with friends
با دوستان متاسف است
grieves for you
برای شما متاسف است
grieves in solitude
در تنهایی متاسف است
grieves for others
برای دیگران متاسف است
she grieves for her lost pet.
او برای حیوان خانگی از دست رفتهاش غمگین است.
he grieves deeply after the tragedy.
او پس از تراژدی عمیقاً غمگین است.
the community grieves together for the victims.
جامعه برای قربانیان با هم غمگین است.
she often grieves in silence.
او اغلب در سکوت غمگین است.
they grieve the loss of their friend.
آنها فقدان دوست خود را غمگین هستند.
he grieves over missed opportunities.
او بر فرصتهای از دست رفته غمگین است.
time helps her to grieve and heal.
زمان به او کمک میکند تا غمگین و التیام یابد.
she grieves for the life that could have been.
او برای زندگی که میتوانست باشد غمگین است.
he grieves openly, sharing his feelings.
او به طور آشکارا غمگین است و احساسات خود را به اشتراک میگذارد.
the family grieves the passing of their matriarch.
خانواده با مرگ مادر بزرگ خود غمگین است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید