grouchy cat
گربه بداخلاق
grouchy person
فرد بداخلاق
grouchy mood
حالت روحی بد
grouchy neighbor
همسایه بداخلاق
grouchy old man
مرد پیر بداخلاق
grouchy child
کودک بداخلاق
grouchy face
چهره بداخلاق
grouchy attitude
نگاه بداخلاق
grouchy response
پاسخ بداخلاق
grouchy comment
نظری بداخلاق
he woke up feeling grouchy after a sleepless night.
او بعد از یک شب بیخوابی با احساس بداخستگی از خواب بیدار شد.
don't be grouchy; it's a beautiful day outside.
بد اخلاق نباشید؛ بیرون هوا خیلی خوب است.
she tends to get grouchy when she's hungry.
وقتی گرسنه است، معمولاً بداختر میشود.
his grouchy attitude made the meeting uncomfortable.
حالت بداخلاق او باعث ناراحتی جلسه شد.
after a long day at work, he can be quite grouchy.
بعد از یک روز طولانی در محل کار، او میتواند بسیار بداختر باشد.
she tried to cheer him up, but he remained grouchy.
او سعی کرد او را دلگرم کند، اما او بداختر باقی ماند.
kids can be grouchy when they don't get enough sleep.
وقتی به اندازه کافی نمیخوابند، بچهها ممکن است بداختر باشند.
his grouchy demeanor scared the new employees.
رفتار بداختر او باعث ترس کارمندان جدید شد.
she often becomes grouchy during the winter months.
او اغلب در ماههای زمستان بداختر میشود.
don't let your grouchy mood ruin the fun for everyone.
نگذارید حال و هوای بداختر شما سرگرمکننده بودن را برای همه خراب کند.
grouchy cat
گربه بداخلاق
grouchy person
فرد بداخلاق
grouchy mood
حالت روحی بد
grouchy neighbor
همسایه بداخلاق
grouchy old man
مرد پیر بداخلاق
grouchy child
کودک بداخلاق
grouchy face
چهره بداخلاق
grouchy attitude
نگاه بداخلاق
grouchy response
پاسخ بداخلاق
grouchy comment
نظری بداخلاق
he woke up feeling grouchy after a sleepless night.
او بعد از یک شب بیخوابی با احساس بداخستگی از خواب بیدار شد.
don't be grouchy; it's a beautiful day outside.
بد اخلاق نباشید؛ بیرون هوا خیلی خوب است.
she tends to get grouchy when she's hungry.
وقتی گرسنه است، معمولاً بداختر میشود.
his grouchy attitude made the meeting uncomfortable.
حالت بداخلاق او باعث ناراحتی جلسه شد.
after a long day at work, he can be quite grouchy.
بعد از یک روز طولانی در محل کار، او میتواند بسیار بداختر باشد.
she tried to cheer him up, but he remained grouchy.
او سعی کرد او را دلگرم کند، اما او بداختر باقی ماند.
kids can be grouchy when they don't get enough sleep.
وقتی به اندازه کافی نمیخوابند، بچهها ممکن است بداختر باشند.
his grouchy demeanor scared the new employees.
رفتار بداختر او باعث ترس کارمندان جدید شد.
she often becomes grouchy during the winter months.
او اغلب در ماههای زمستان بداختر میشود.
don't let your grouchy mood ruin the fun for everyone.
نگذارید حال و هوای بداختر شما سرگرمکننده بودن را برای همه خراب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید