grumbler

[ایالات متحده]/ˈɡrʌmblə/
[بریتانیا]/ˈɡrʌmblər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که شکایت می‌کند یا ناله می‌کند؛ فردی که همیشه در حال شکایت است
Word Forms
جمعgrumblers

عبارات و ترکیب‌ها

grumbler at work

شکایت‌کننده در محل کار

chronic grumbler

شکایت‌کننده مزمن

grumbler in disguise

شکایت‌کننده پنهان

grumbler by nature

شکایت‌کننده بالفطره

grumbler's club

باشگاه شکایت‌کنندگان

grumbler's delight

لذت شکایت‌کنندگان

grumbler's corner

گوشه شکایت‌کنندگان

grumbler alert

هشدار شکایت‌کننده

grumbler's anthem

سرود شکایت‌کنندگان

جملات نمونه

he is always a grumbler at work.

او همیشه در محل کار غرغرو است.

don't be such a grumbler; try to see the positive side.

اینقدر غرغرو نباشید؛ سعی کنید جنبه مثبت را ببینید.

she is known as the office grumbler.

او به عنوان غرغرو دفتر شناخته می شود.

grumblers often miss out on the fun.

غرغروها اغلب اوقات تفریح را از دست می دهند.

the grumbler complained about the weather.

غرغرو در مورد هوا شکایت کرد.

being a constant grumbler can affect your relationships.

غرغرو بودن مداوم می تواند بر روابط شما تأثیر بگذارد.

my neighbor is a notorious grumbler.

همسایه من یک غرغرو بدنام است.

grumblers can bring down the mood of a group.

غرغروها می توانند حال و هوای یک گروه را پایین ببرند.

sometimes, a grumbler just needs someone to listen.

گاهی اوقات، یک غرغرو فقط به کسی برای گوش دادن نیاز دارد.

it's hard to work with a habitual grumbler.

همکاری با یک غرغرو با عادت سخت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید