hand-washing

[ایالات متحده]/[hænd ˈwɒʃɪŋ]/
[بریتانیا]/[hænd ˈwɑːʃɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ل้าง دست کردن؛ روش منظم ل้าง دست، به ویژه برای جلوگیری از انتقال باکتری‌ها.
v. ل้าง دست کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

hand-washing routine

روش غسل دست

frequent hand-washing

غسل دست مکرر

after hand-washing

پس از غسل دست

hand-washing station

محل غسل دست

before hand-washing

قبل از غسل دست

hand-washing break

استراحت غسل دست

proper hand-washing

غسل دست مناسب

hand-washing time

زمان غسل دست

encourage hand-washing

تشویق به غسل دست

hand-washing habits

عادت غسل دست

جملات نمونه

remember to practice thorough hand-washing after using the restroom.

لطفاً پس از استفاده از حمام، دست‌های خود را به دقت بشورید.

frequent hand-washing is crucial for preventing the spread of germs.

شستن دست‌ها به طور مکرر برای جلوگیری از انتقال باکتری‌ها بسیار مهم است.

she demonstrated the proper technique for hand-washing to her children.

او به فرزندانش روش صحیح شستن دست را نشان داد.

the sign reminded everyone to perform hand-washing before entering the kitchen.

این نشانه به همه یادآوری می‌کرد که قبل از ورود به آشپزخانه دست‌های خود را بشورید.

after gardening, always remember the importance of hand-washing.

پس از کاشت و خاک‌ورزی، همیشه به اهمیت شستن دست‌ها توجه کنید.

he emphasized the need for regular hand-washing during flu season.

او تاکید کرد که در فصل گرمی، شستن دست‌ها به طور منظم ضروری است.

the hospital staff routinely performed hand-washing between patients.

کارکنان بیمارستان به طور معمول بین بیماران دست‌های خود را می‌شستند.

proper hand-washing with soap and water is the best defense.

شستن دست‌ها به درستی با صابون و آب بهترین دفاع است.

the restaurant policy requires all employees to do thorough hand-washing.

سیاست رستوران این را الزام می‌کند که تمام کارکنان دست‌های خود را به دقت بشورند.

she carried a small bottle of hand sanitizer for quick hand-washing on the go.

او یک بطری کوچک الکل دستی را با خود به همراه داشت تا بتواند در جادو دست‌های خود را سریع بشورد.

he made sure to do a vigorous hand-washing after touching the dog.

او مطمئن شد که پس از لمس کردن سگ، دست‌های خود را با شدت بشورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید