handbasin

[ایالات متحده]/hændbeɪsɪn/
[بریتانیا]/hændbeɪsɪn/

ترجمه

n. یک حوض یا سینک برای شستن دست‌ها، معمولاً نصب شده روی دیوار یا روی پایه‌ای.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

handbasin faucet

شیر ظرف دست

handbasin tap

شیر ظرف دست

clean the handbasin

پاک کردن ظرف دست

handbasin drain

خروجی ظرف دست

handbasin cabinet

کابینت ظرف دست

near the handbasin

نزدیک ظرف دست

handbasin mirror

آینه ظرف دست

handbasin plug

پلاگ ظرف دست

using the handbasin

استفاده از ظرف دست

handbasin overflow

بالا رفتن ظرف دست

جملات نمونه

please wash your hands in the handbasin.

لطفاً دست‌های خود را در ظرف دست‌شویی بشویید.

the handbasin is made of ceramic.

ظرف دست‌شویی از سرامیک ساخته شده است.

we need to install a new handbasin.

باید یک ظرف دست‌شویی جدید نصب کنیم.

the handbasin is located beside the toilet.

ظرف دست‌شویی در کنار توالت قرار دارد.

clean the handbasin with disinfectant.

ظرف دست‌شویی را با یک دезинфکتант تمیز کنید.

the handbasin has a slow drain.

ظرف دست‌شویی دارای یک فاضلاب کند است.

hot water flows from the handbasin faucet.

آب گرم از شیر ظرف دست‌شویی جاری می‌شود.

a pedestal supports the handbasin.

یک پایه ظرف دست‌شویی را حمایت می‌کند.

the handbasin is wall-mounted in the bathroom.

ظرف دست‌شویی در حمام به دیوار می‌چسبد.

don't leave water in the handbasin.

آبی در ظرف دست‌شویی باقی نگذارید.

the hotel room has a modern handbasin.

اتاق هتل دارای یک ظرف دست‌شویی مدرن است.

the handbasin cracked when i dropped the bottle.

وقتی من لیوان را ریختم، ظرف دست‌شویی شکست.

children should not play near the handbasin.

کودکان نباید نزدیک ظرف دست‌شویی بازی کنند.

the handbasin needs to be replaced.

ظرف دست‌شویی باید تعویض شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید