no hassles
بدون زحمت
hassle free
بیدردسر
avoid hassles
از زحمتها اجتناب کنید
hassles involved
زحمتهای درگیر
deal with hassles
با زحمتها برخورد کنید
hassles and delays
زحمتها و تاخیرها
too many hassles
زحمتهای زیاد
hassles arise
زحمتها ایجاد میشوند
hassles ahead
زحمتهای پیش رو
eliminate hassles
زحمتها را حذف کنید
dealing with paperwork can often lead to unnecessary hassles.
پرداختن به کارهای اداری اغلب میتواند منجر به ایجاد مشکلات غیرضروری شود.
traveling during peak season is full of hassles.
سفر در فصل اوج، پر از مشکلات است.
she decided to hire a planner to avoid the hassles of organizing the event.
او تصمیم گرفت یک برنامهریز استخدام کند تا از مشکلات برگزاری رویداد جلوگیری کند.
he prefers online shopping to avoid the hassles of crowded stores.
او ترجیح میدهد به جای خرید از مغازههای شلوغ، به صورت آنلاین خرید کند تا از مشکلات آن جلوگیری کند.
they managed to complete the project without any hassles.
آنها توانستند پروژه را بدون هیچ مشکلی به اتمام برسانند.
moving to a new city can come with its own set of hassles.
انتقال به یک شهر جدید میتواند مجموعهای از مشکلات خاص خود را به همراه داشته باشد.
he always finds a way to handle hassles efficiently.
او همیشه راهی برای مقابله کارآمد با مشکلات پیدا میکند.
she wanted to simplify her life and eliminate unnecessary hassles.
او میخواست زندگیاش را ساده کند و مشکلات غیرضروری را از بین ببرد.
hassles during the move made the experience stressful.
مشکلات در حین نقل مکان، تجربه را طاقتفرسا کرد.
he learned to delegate tasks to reduce hassles in his workload.
او یاد گرفت وظایف را به دیگران واگذار کند تا بار کاریاش کاهش یابد.
no hassles
بدون زحمت
hassle free
بیدردسر
avoid hassles
از زحمتها اجتناب کنید
hassles involved
زحمتهای درگیر
deal with hassles
با زحمتها برخورد کنید
hassles and delays
زحمتها و تاخیرها
too many hassles
زحمتهای زیاد
hassles arise
زحمتها ایجاد میشوند
hassles ahead
زحمتهای پیش رو
eliminate hassles
زحمتها را حذف کنید
dealing with paperwork can often lead to unnecessary hassles.
پرداختن به کارهای اداری اغلب میتواند منجر به ایجاد مشکلات غیرضروری شود.
traveling during peak season is full of hassles.
سفر در فصل اوج، پر از مشکلات است.
she decided to hire a planner to avoid the hassles of organizing the event.
او تصمیم گرفت یک برنامهریز استخدام کند تا از مشکلات برگزاری رویداد جلوگیری کند.
he prefers online shopping to avoid the hassles of crowded stores.
او ترجیح میدهد به جای خرید از مغازههای شلوغ، به صورت آنلاین خرید کند تا از مشکلات آن جلوگیری کند.
they managed to complete the project without any hassles.
آنها توانستند پروژه را بدون هیچ مشکلی به اتمام برسانند.
moving to a new city can come with its own set of hassles.
انتقال به یک شهر جدید میتواند مجموعهای از مشکلات خاص خود را به همراه داشته باشد.
he always finds a way to handle hassles efficiently.
او همیشه راهی برای مقابله کارآمد با مشکلات پیدا میکند.
she wanted to simplify her life and eliminate unnecessary hassles.
او میخواست زندگیاش را ساده کند و مشکلات غیرضروری را از بین ببرد.
hassles during the move made the experience stressful.
مشکلات در حین نقل مکان، تجربه را طاقتفرسا کرد.
he learned to delegate tasks to reduce hassles in his workload.
او یاد گرفت وظایف را به دیگران واگذار کند تا بار کاریاش کاهش یابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید