inconveniences

[ایالات متحده]/ˌɪnkənˈviːniənsɪz/
[بریتانیا]/ˌɪnkənˈviːniənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع نامطلوب؛ مشکلات یا سختی‌ها
v. ایجاد نامطلوبی یا مشکل برای کسی

عبارات و ترکیب‌ها

address inconveniences

رفع مشکلات

report inconveniences

گزارش مشکلات

face inconveniences

تحمل مشکلات

experience inconveniences

تجربه مشکلات

resolve inconveniences

حل مشکلات

avoid inconveniences

اجتناب از مشکلات

mitigate inconveniences

کاهش مشکلات

list inconveniences

فهرست مشکلات

discuss inconveniences

بحث درباره مشکلات

minimize inconveniences

حداقل کردن مشکلات

جملات نمونه

we apologize for any inconveniences caused.

ما برای هرگونه ناراحتی پیش آمده عذرخواهی می کنیم.

due to the inconveniences, we will offer a discount.

به دلیل ناراحتی ها، ما تخفیف ارائه خواهیم داد.

the inconveniences of the construction work are temporary.

ناراحتی های ناشی از کار ساختمانی موقتی است.

we appreciate your patience during these inconveniences.

ما از صبر شما در طول این ناراحتی ها قدردانی می کنیم.

inconveniences can often lead to unexpected solutions.

ناراحتی ها اغلب می تواند منجر به راه حل های غیرمنتظره شود.

she expressed her concerns about the inconveniences.

او نگرانی های خود را در مورد ناراحتی ها ابراز کرد.

we are working to minimize any inconveniences for our customers.

ما در تلاش هستیم تا ناراحتی های احتمالی برای مشتریان خود را به حداقل برسانیم.

inconveniences may arise during the transition period.

ناراحتی ها ممکن است در طول دوره گذار ایجاد شود.

we strive to reduce inconveniences in our service.

ما تلاش می کنیم ناراحتی ها را در خدمات خود کاهش دهیم.

understanding the inconveniences can help us improve.

درک ناراحتی ها می تواند به ما در بهبود کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید