haunting memories
خاطرات آزاردهنده
The area was a haunt of criminals.
این منطقه پناهگاه جنایتکاران بود.
haunting and elegiac poems.
اشعار وهمآلود و مرثیهگونه
the haunting of Calgarth Hall.
تسلسل وقایع خانه کلگارث
it was a fashionable haunt of the literary set.
این یک مکان محبوب در میان نویسندگان و روشنفکران بود.
This is a haunted house.
این یک خانه تسخیر شده است.
haunted the movie theaters.
سینماها را تسخیر کرد.
the melancholy that haunts the composer's music.
غم بزرگی که موسیقی آهنگساز را آزار میدهد.
a grey lady who haunts the chapel.
یک خانم خاکستری که کلیسا را تسخیر میکند.
he haunts street markets.
او بازارهای خیابان را تسخیر میکند.
the sight haunted me for years.
این صحنه سالها مرا آزار داد.
a favourite haunt of artists of the time.
محل مورد علاقه هنرمندان آن زمان.
a reputedly haunted room in the castle.
یک اتاق مشکوک به تسخیر شده در قلعه.
the sweet haunting sound of pan pipes.
صدای دلنشین و تسخیرکننده نی.
a phantom who haunts lonely roads.
یک شبح که جادههای خلوت را تسخیر میکند.
the tribalism which haunts police defensiveness.
قبایلی که دفاعپذیری پلیس را آزار میدهد.
revisit the haunts of one's school days
بازدید مجدد از مکانهایی که در دوران مدرسه رفتید.
Old fears rose to haunt me.
ترسهای قدیمی دوباره برای آزار من بازگشتند.
the haunts of sb.'s schooldays
مکانهایی که کسی در دوران مدرسه رفت.
This is a problem that haunts all of us.
این مشکلی است که همه ما را آزار میدهد.
haunting memories
خاطرات آزاردهنده
The area was a haunt of criminals.
این منطقه پناهگاه جنایتکاران بود.
haunting and elegiac poems.
اشعار وهمآلود و مرثیهگونه
the haunting of Calgarth Hall.
تسلسل وقایع خانه کلگارث
it was a fashionable haunt of the literary set.
این یک مکان محبوب در میان نویسندگان و روشنفکران بود.
This is a haunted house.
این یک خانه تسخیر شده است.
haunted the movie theaters.
سینماها را تسخیر کرد.
the melancholy that haunts the composer's music.
غم بزرگی که موسیقی آهنگساز را آزار میدهد.
a grey lady who haunts the chapel.
یک خانم خاکستری که کلیسا را تسخیر میکند.
he haunts street markets.
او بازارهای خیابان را تسخیر میکند.
the sight haunted me for years.
این صحنه سالها مرا آزار داد.
a favourite haunt of artists of the time.
محل مورد علاقه هنرمندان آن زمان.
a reputedly haunted room in the castle.
یک اتاق مشکوک به تسخیر شده در قلعه.
the sweet haunting sound of pan pipes.
صدای دلنشین و تسخیرکننده نی.
a phantom who haunts lonely roads.
یک شبح که جادههای خلوت را تسخیر میکند.
the tribalism which haunts police defensiveness.
قبایلی که دفاعپذیری پلیس را آزار میدهد.
revisit the haunts of one's school days
بازدید مجدد از مکانهایی که در دوران مدرسه رفتید.
Old fears rose to haunt me.
ترسهای قدیمی دوباره برای آزار من بازگشتند.
the haunts of sb.'s schooldays
مکانهایی که کسی در دوران مدرسه رفت.
This is a problem that haunts all of us.
این مشکلی است که همه ما را آزار میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید