hayseed

[ایالات متحده]/ˈheɪsiːd/
[بریتانیا]/ˈheɪsiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص روستایی یا بی‌تجربه؛ دانه کاه یا کاه
Word Forms
جمعhayseeds

عبارات و ترکیب‌ها

hayseed farmer

کشاورز روستایی

hayseed town

شهرک روستایی

hayseed mentality

نگاه روستیک

hayseed humor

طنز روستایی

hayseed accent

لهجه روستایی

hayseed character

شخصیت روستایی

hayseed charm

جذابیت روستایی

hayseed wisdom

حکمت روستایی

hayseed lifestyle

سبک زندگی روستایی

hayseed pride

افتخار روستایی

جملات نمونه

the hayseed farmer woke up early to tend to his crops.

دهقان روستایی زود صبح از خواب بیدار شد تا به محصولاتش رسیدگی کند.

she always joked about being a hayseed from the countryside.

او همیشه شوخی می‌کرد که یک روستایی از حومه شهر است.

he had a hayseed charm that made everyone feel at ease.

او جذابیت روستایی داشت که باعث می‌شد همه احساس آرامش کنند.

the hayseed community gathered for the annual fair.

جامعه روستایی برای نمایشگاه سالانه گرد هم آمد.

despite his hayseed appearance, he was very intelligent.

با وجود ظاهر روستایی‌اش، او بسیار باهوش بود.

she wore a straw hat, looking like a true hayseed.

او یک کلاه حصی گذاشته بود و مانند یک روستایی واقعی به نظر می‌رسید.

the hayseed kids played in the fields all summer long.

کودکان روستایی تمام تابستان در مزارع بازی می‌کردند.

his hayseed accent gave away his rural upbringing.

لهجه روستایی‌اش نشان‌دهنده ریشه‌های روستایی او بود.

they enjoyed a hayseed lifestyle, simple and fulfilling.

آنها از یک سبک زندگی روستایی، ساده و رضایت‌بخش لذت می‌بردند.

she felt out of place in the city, a true hayseed at heart.

او در شهر احساس بیگانگی می‌کرد، یک روستایی واقعی از صمیم قلب.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید