heavily

[ایالات متحده]/'hevɪlɪ/
[بریتانیا]/'hɛvɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور قابل توجه یا چشمگیر; به طرز قوی

عبارات و ترکیب‌ها

heavily burdened

باری سنگین

heavily influenced

تحت تأثیر شدید

heavily contaminated

شدیداً آلوده

heavily populated

بسیار پرجمعیت

heavily armed

به شدت مسلح

heavily guarded

به شدت محافظت شده

heavily debated

به شدت مورد بحث

heavily invested

به شدت سرمایه‌گذاری شده

heavily regulated

به شدت تنظیم شده

جملات نمونه

the area was heavily mined.

منطقه به شدت مین‌گذاری شده بود.

she was heavily sedated.

او به شدت آرام‌بخش دریافت کرده بود.

a heavily built boxer.

یک بوکسور با بدنی بزرگ و قوی.

the firm is heavily in debt .

شرکت به شدت بدهکار است.

the whole town was heavily fortified.

کل شهر به شدت مستحکم بود.

invest heavily in an enterprise

به شدت در یک کسب و کار سرمایه گذاری کنید.

a tree heavily laden with fruit

یک درخت پر از میوه.

a heavily brocaded blanket.

یک پتو با پارچه ابریشمین سنگین گلدوزی شده

an economy heavily dependent on oil exports.

یک اقتصاد که به شدت به صادرات نفت متکی است.

walking heavily through the snow.

در حالی که سنگین در برف قدم می زد.

a heavily loaded freight train.

یک قطار باری سنگین.

her hair was heavily oiled.

موهایش به شدت روغنی بود.

the staff are heavily overloaded with casework.

کارمندان به شدت با پرونده ها درگیر هستند.

it's not snowing so heavily now.

حالا دیگر آنقدر برف نمی بارد.

a stick of heavily armed guards.

یک گروه نگهبانان مسلح.

نمونه‌های واقعی

It was snowing quite heavily last night.

دیشب به شدت برف می‌بارید.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

" I knew it, " said Mr. Weasley heavily.

"من می‌دانستم،" آقای ویزلی با حالتی سنگین گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

HR will be patrolling both spots heavily.

منابع انسانی به شدت در هر دو نقطه گشت‌زنی خواهند کرد.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Then he turned and limped off heavily.

سپس او برگشت و با حالتی خسته و ناتوان راه افتاد.

منبع: Flowers for Algernon

Triceratops is heavily armed and heavily armored and can kill you.

ترايسرالوپس به شدت مسلح و زره پوش است و می‌تواند شما را بکشد.

منبع: Discovery Channel: Battle of the Dinosaurs

'Ah, but I sleep more heavily than you.'

'آه، اما من بیشتر از شما سنگین‌تر می‌خوابم.'

منبع: The Adventure of the Speckled Band

We are investing very heavily in classified defense projects.

ما به شدت در پروژه‌های دفاعی طبقه‌بندی شده سرمایه‌گذاری می‌کنیم.

منبع: Technology Trends

Ausable moved to an armchair and sat down heavily.

آوسبل به سمت یک صندلی راحتی رفت و با حالتی سنگین نشست.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

She was lying in her front garden bleeding very heavily.

او در باغ جلوی خانه‌اش دراز کشیده بود و به شدت خونریزی می‌کرد.

منبع: New Curriculum Standard People's Education Press High School English (Compulsory 5)

All that means is that it's raining really heavily.

این فقط به این معنی است که باران واقعاً شدید می‌بارد.

منبع: Weather on the Go

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید